نوید شاهد - شهيده «طاهره حدادنژاد» در سال 1367 هنگامي كه او و همسرش به همراه فرزندش فرزين براي انجام كارهاي روزانه خويش عازم شده بودند، صداي غرش هواپيماهاي بعثي به گوش رسيده و لحظاتي بعد او در كنار همسر و فرزندش فرزين به شهادت رسيد در حالي كه دختر بچه اي هفت ماهه نيز باردار بود.

مروری بر زندگی شهيده «طاهره حدادنژاد»

به گزارش نویدشاهدگیلان؛ می خواهم از تو بنویسم، برای تو، اما مانده ام از کدام حدیث تو سخن بگویم؟ از ایثار و فداکاری هایت یا از عشق تو به اهل بیت (علیم السلام) و لحظه وداع با خانواده از کلمات مکرر و ملکوتی «حسین جان» که از عمق روح و ایمانت برمی خواست؟ اما این ارزش ها و حالات به عبارت نمی آیند، به کاغذ کشیده نمی شوند، مگر می توان عشق را به روی ورق کشانید؟ مگر واژه ایثار و فداکاری را می توان حبس کرده و در سطور چندی نگاشت؟


سلام ای دلباخته عاشق و عارفه! ای مسافر دیار عشق! ای مرغ سپید بال! ای مهاجر آسمان آبی ایثار! ای زهرا (س) صفت! تو آیینه صبر و صداقت بودی، صراط تو صراط الی الله ست. تو به یکباره رنگ خدایی گرفته ای. قلب می تپد برای وصفت، دل می سوزد برای توصیفت، اما دریغا که دنیا لیاقت پذیرش را ندارد.


همسرش در اوصاف او می گوید: او آنقدر پاک، نجیب و وارسته بود که باید حکایت او را بر برگ برگ درختان نوشت، بر صفحه آسمان نوشت تا همه ببینند.» آنها که چشم دارند و بینایی دل ندارند، ببینند. باید دست اهل دنیا را گرفت و به کوچه پس کوچه های محله ها برد به آنجا که کوچه ها به اسم شما منقش شده یا صریح تر بگویم به مزار شهدا برد تا شاید باورشان آید و فطرت خدادادی شان بیدار شود که این دنیا محل عبور است و راهش پر از کمین های شیطانی، تو و هر که پاگیر آن شد به ذلت ابدی دچار خواهد نمود.


باید قلم را کنار گذاشت که قلم از شرم می گرید. باید سکوت کرد. باید تنها و تنها نگاه کرد هر که می خواهد شما را بشناسد باید به جمع شماها بپیوندد و الا حدیث شهادت «یدرکوا ولا یوصف» است. باید به کاروان شهدا پیوست و با کاروان شهدا به سوی خدا پیش رفت تا درک معنا شود.

شهيده "طاهره حدادنژاد" در سال 1338 در انزلی متولد شد. پس از طی دوران خردسالی، روانه مدرسه شد. پس از طی دوران متوسطه ازدواج نمود و به عقد آقای محمد مهدی لطف زرعی درآمد، یادگار این پیوند فرزندی به نام فرزین است.

در سال 67 هنگامي كه او و همسرش به همراه فرزندش فرزين براي انجام كارهاي روزانه خويش عازم شده بودند صداي غرش هواپيماهاي بعثي به گوش رسيده و لحظاتي بعد او در كنار همسر و فرزندش فرزين به شهادت رسيد در حالي كه دختر بچه اي هفت ماهه نيز باردار بود.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده