تعداد بازدید: ۲۷۰
نویدشاهد - جانباز هفتاد درصد «سیدهادی حسینی» در قسمتی از خاطرات خود در دوران دفاع مقدس گفت: من و دو نفر دیگر از همسنگرانم برای پشتیبانی از همرزمان، فشار آتش‌بار را روی متجاوزین بیشتر کردیم تا نیروهای ما بهتر بتوانند پیشروی کنند، ناگهان گلوله خمپاره ای به سنگرمان اصابت کرد، ناگهان صدای مجید به گوشم رسید که گفت «سید، کمی صبر کن تا به کمکت بیایم.»

کدام شهید جان سید هادی را نجات داد؟

به گزارش نویدشاهدگیلان؛ جانباز هفتاد درصد «سیدهادی حسینی» در ابتدا یادآور شد: شبی از شب‌های پرتلاطم منطقه سومار در سال ۱۳۶۷ بود که درگیری شدیدی بین رزمندگان اسلام و دشمنان در گرفت. من و دو نفر دیگر از همسنگرانم برای پشتیبانی از همرزمان، فشار آتش‌بار را روی متجاوزین بیشتر کردیم تا نیروهای ما بهتر بتوانند پیشروی کنند. ناگهان گلوله خمپاره ای به سنگرمان اصابت کرد و همسنگرانم شهید شدند. من نیز از ناحیه دو چشم و صورت، سخت مجروح شدم و قادر به دیدن نبودم. به هر شکلی بود، خودم را به بیرون سنگر رساندم و تقاضای کمک کردم.

او ادامه داد: صدای مجید به گوشم رسید که گفت «سید، کمی صبر کن تا به کمکت بیایم.» مجید، همدوره های آموزشی من بود که پس از تقسیم نیروها با هم به منطقه سومار اعزام شده بودیم. پس از مدتی، پسرخاله مجید به نام مجتبی به منطقه ما آمد. این دو بسیار به هم علاقه‌مند بودند. به مجید گفتم «فقط چشمهایم مجروح شده و از ناحیه دست و پا مشکل ندارم؛ اگر دستم را بگیری، می توانم به عقب برگردم.» در آن شرایط سخت و آتش شدید، مجید دستم را گرفت و آهسته به سمت عقب حرکت کردیم. چند متر از مسیر را طی کردیم که ناگهان صدای «یا حسین» مجید بلند شد و بلافاصله پسرخاله خود را صدا زد.

کدام شهید جان سید هادی را نجات داد؟

وی گفت: متوجه شدم پسرخاله مجید هم سخت مجروح شده است. از او خواستم مرا رها کند و به نجات مجتبی برود، اما مجید همان طور که پسرخاله خود را صدا می زد، دستم را می فشرد و به عقب جبهه می برد. رو به مجید کردم و با فریاد از او خواستم مرا رها کند و به کمک مجتبی بشتابد، ولی مجید با صدایی لرزان جواب داد «سید جان، برویم. اول تو را به عقب می رسانم و بعد برمی گردم تا به مجتبی کمک کنم. همه با هم یکی هستیم و فرقی بین ما نیست.»

آن شب مجید مرا به عقب رساند و وقتی برای کمک به پسرخاله اش برگشت، کار از کار گذشته بود و روح پاک مجتبی به سوی معبود عروج کرده بود.

برادر جانباز سید های حسینی تاکید کرد: در آن شب سخت و پرحادثه مجید به من آموخت برای رسیدن به فضایل و مکارم اخلاقی می بایست به باور ایمان رسید و به آن جامه عمل پوشید.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده