نوید شاهد - صفحه 1974

نوید شاهد

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (10)؛ مؤذن زنداني

نوید شاهد: در اسارت، ‌اذان گفتن با صداي بلند ممنوع بود. ما در آنجا اذان مي گفتيم،‌ اما به گونه اي كه دشمن نفهمد.

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (9)؛ تحول دروني

نوید شاهد: ايثارگريها آرامشي به جمع برادران ما در اسارت بخشيده بود. آنها به راحتي مشكلات اسارت را متحمل مي شدند. هر چه فشار اسارت بيشتر مي شد مقاومت آن ها هم افزايش پيدا مي كرد؛ ‌لذا هر چه پيش مي رفتيم شاهد ظهور ضعف هاي كمتري بوديم.

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (8)؛ عارف شبهاي اسارت

نوید شاهد: در شرايطي كه بيداري در دل تاريك شب، ‌برادارن ما را تهديد مي كرد،‌ فرزند برومند شهيد عالي مقام،‌ رهرو راه حسين(ع)،‌شهيد محمود امجديان،‌ بدون اعتنا اكثر شبها،‌ تا صبح بيدار مي ماند و در مقابل خستگي روز، ‌خواهش ما اين بود كه همانند بقيه برادرانت شب را به استراحت بپردازد. ولي به حق خانهْ‌ خدا و به حق صاحب اين ايام،‌ آقا حسين بن علي (ع)،‌ در هر لحظه اي از لحظات شب كه چشم را باز مي كردي،‌ محمود را رو به قبله،‌ سر به زانو،‌ يا در حال سجده و در حال خواندن قرآن مي ديدي.

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (1)؛ شرمنده محبت

نوید شاهد: يكي از كساني كه به اسارات داشمن درآمده بود فردي بود لاابالي و بي بندوبار كه شايد در تمام طول عمرش اهل نماز خواندن هم نبود و از اخراجيهاي ارتش در زمان طاغوت بود؛‌ يعني در زمان طاغوت، ‌او را به خاطر ضعف هاي اخلاقي كه داشت اخراج كرده بودند. بعد از پيروزي انقلاب هم اهل اينكه به ارتش بازگردد نبود‌.
شهدای عشایر؛ فرماندهی عملیات فتح

تشنه ای که با شهادتش سیراب شد؛ شهید جعفر دیودل

خودش را به دورترين نقاط كوهستاني مي‌رساند و برای مردم آن روستاها، از امام و هدفهایی که داشت می گفت و آنها را از ظلمهایی که رژیم در حق مردم انجام می داد؛ مطلع می کرد تا اين كه انقلاب به رهبري امام امت به پيروزي رسيد.

پدر و مادر فاتحان عرصه جهاد

از شهدا گفتن سخت است بويژه انسان از فرزندانش تعريف کند, سخت تراست. اي کاش از ديگران سئوال مي کرديد. يعقوب در سال 1339 در محله شهريار( خ شهيد شهري ) چشم به جهان گشود. از کودکي , نوجواني و جواني، ايشان را با ايمان و معتقد به اسلام مي ديدم

برگی از وصیتنامه شهید یعقوب آذرآبادی

بسم الله الرحمن الرحيم با عرض سلام و تبريک پيروزيهاي رزمندگان اسلام به محضر شريف آقا امام زمان روحي له الفداء و نائب بر حقش امام خميني و با درود به ارواح مقدس شهداي اسلام،از راه دورصميمانه ترين سلامها و ارادتها و عرض ادبها را بحضورتان تقديم مي دارم.

وصیت نامه پاسدار شهید مسعود نیک کرد

«الّذین امنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله و اولئک هم الفائزون» «سوره توبه آیه 20»
امیرسپهبد علی صیاد شیرازی/

یادداشت های سفر(1)؛ ماموریت در کردستان

نوید شاهد: هواي داخل سالن انتظار، از گرماي تابستان پر شده و همه را کلافه کرده است . تشنگي ، امانم را گرفته بود. از بد حادثه کلمن آب را هم در مقابل چشمانم گذاشته اند . خيلي با خود کلنجار مي روم تا آب ننوشم ، اين مقاومت چندان دوام نمي آورد و سرانجام به سمت آب مي روم .
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(32)؛ عملیات فتح المبین

نوید شاهد: آخرين مقدمه براي عمليات فتح‌المبين، مقدمه جالب و پردرس و الهامي از رهبري عده‌ها و صحنه‌هاي سختي است که براي فرمانده و فرماندهي به وجود مي‌آيد.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(31)؛ عمليات مطلع الفجر

نوید شاهد: لازم است عملياتي را که در جبهه‌هاي نبرد انجام شده، به دو بخش اساسي تقسيم کنيم. يک بخش عملياتي هستند که نقطه ي عطف در صحنه ي جنگ بودند و بايد روي آنها حساب کرد. يک دسته عملياتي هستند که بايد اسمش را گذاشت عمليات واسطه‌اي. براي اينکه تداوم نبرد حفظ شود و دشمن متناسب با تلاش اصلي که ما در يک‌جا انجام مي‌داديم، نتواند ذهن و امکاناتش را متمرکز کند، اين عمليات انجام مي‌شد
ویژه مطالعه جانبازان، همسران و والدین معظم شهدا

گزیده احکام رساله مصور جانبازان؛ احکام نماز(6) سجده با دست و پای مصنوعی

نوید شاهد: معلولینی كه دست و پای آنان مصنوعی است، هنگام گذاشتن مواضع سجده بر زمین چه تكلیفی دارند؟
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(22)؛ ستون كشي از بانه به سردشت

نوید شاهد: از زماني‌که قرارگاه تشکيل شد، مثل خاري در چشم يک عده بود. عجيب تحمل نداشتند که چنين فرماندهي به‌وجود بيايد و نيروهاي انقلاب بر سر کار بيايند. در تهران، به شدت عليه ما مي‌زدند. منتها چون زمينه‌اي نبود، نمي‌توانستند کاري کنند. کارمان را مي‌کرديم و کاري هم به تهران نداشتيم.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(20)؛ فتح بانه

نوید شاهد: آمديم به طرف سقز. در ديواندره، مسأله ی زيادي نداشتيم؛ چون منطقه، تقريباً صاف و تپه ماهوري است. چند جايش خطرناک است که آن‌هم قابل کنترل است. از طرف لشکر 16 زرهي، تا سقز راه باز شده بود.

زندگينامه ي شهيد حسين باقري از شهرستان بناب

شهيد حسين باقري متولد سال 1341 از شهرستان تبريز مي باشد که تا مقطع پنجم ابتدائي (سيکل نظامي) به تحصيل مشغول شده است
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(19)؛ شما محكم باشيد

نوید شاهد: مرحله ی بعدي عمليات در منطقه ی مريوان بود. طرح جالبي به نظرمان رسيد. آن موقع‌ها امکانات لازم را از نظر خودرو نداشتيم و بهترين خودروي ما سيمرغ بود. رويش مسلسل کاليبر 50 سوار مي‌شد. مسلسل کاليبر 50 هم اغلب گير مي‌کرد.

ناگفته های جنگ(17)؛ در کردستان

نوید شاهد: کردستان و آذربايجان غربي مسائلي داشته است که از قبل به وجود آمده. کار قاسملو و عزالدين حسيني اول جنبه ی تظاهرات و صحبتي داشت و بدون اسلحه بود. حتي قاسملو نماينده ی دوره ی اول مجلس شد.
قائم مقام فرمانده اطلاعات و عملیات لشکرمکانیزه 31 عاشورا (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

زندگینامه سردار شهید منصور فرقانی

سال 1341 در یک خانواده مذهبی و متدین پا به عرصه وجود گذاشت . کودکی را در دامان مادر و پدر ی مهربان و زحمتکش سپری کرد . تحصیلات ابتدایی را با موفقیت پایان رساند. این درحالی بود که برای تامین هزینۀ تحصیل خود از هیچ فعالیّتی فروگذار نبود .
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(14)؛ فصل جدید

نوید شاهد: تصورش را بکنيد : بيش از يک سال از تجاوز عراق به سرزمينمان مي گذشت . نيروهاي دشمن توانسته بودند در همان روزهاي اول ، در جنوب و غرب به پيش روند و بخش مهمي از خاک جمهوري اسلامي ايران را تصرف کنند .
طراحی و تولید: ایران سامانه