هرمزگان - خاطره

آخرین اخبار:
خاطره
شهیدی که خانه‌اش را به مدرسه سپرد و جانش را در راه انقلاب فدا کرد
زندگی‌نامه شهید «حاجعلی غلام‌حسینی»

شهیدی که خانه‌اش را به مدرسه سپرد و جانش را در راه انقلاب فدا کرد

شهید «حاجعلی غلام‌حسینی»، متولد روستای گهره بندرعباس، از جمله خدمتگزاران مردم روستای گهره بندرعباس بود که عمر خود را صرف آبادانی زادگاهش، ترویج فرهنگ اسلامی و همکاری با نهادهای انقلابی کرد. او با وجود تهدیدهای مکرر منافقین، از فعالیت‌های خود دست نکشید و سرانجام نهم آبان ۱۳۶۰ در بندرعباس، بر اثر سوءقصد نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به شهادت رسید.
امت شهیدپرور، امام عزیز، قلب تپنده تمامی امت اسلامی را یاری کنید و او را تنها نگذارید
وصیت‌نامه شهید «علی بنوبندی رضایی»

امت شهیدپرور، امام عزیز، قلب تپنده تمامی امت اسلامی را یاری کنید و او را تنها نگذارید

شهید «علی بنوبندی رضایی» در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: در مرحله اول، باید بگویم و تقاضایی که از شما امت شهیدپرور دارم، این است که امام عزیز، قلب تپنده تمامی امت اسلامی را یاری کنید و هیچ‌وقت، حتی یک لحظه، او را تنها نگذارید و قدر این جنگ و انقلاب را بدانید.
هر شب به دل آب‌های خروشان اروند می‌زد؛ روایت اراده پولادین یک غواص شهید
خاطره‌‌ای از شهید «علی بنوبندی رضایی»

هر شب به دل آب‌های خروشان اروند می‌زد؛ روایت اراده پولادین یک غواص شهید

همرزم شهید تعریف می‌کند: ما باید ۱۲ کیلومتر شنا می‌کردیم که کاری بسیار طاقت‌فرسا بود. با وجود این، هر شب یکی دو بار در رودخانه خروشان اروند به دل آب می‌زدیم، مسیری را شنا می‌کردیم و بازمی‌گشتیم. با تمام این سختی‌ها، علی اراده‌ای محکم و پولادین داشت و با عزمی راسخ به تمرینات ادامه می‌داد.
وصیت شهید برای روزهای مقاومت؛ ایران در مقابل تمامی کفر با قامتی به بلندی ابدیت ایستاده است
وصیت‌نامه شهید «محمد خرمی»

وصیت شهید برای روزهای مقاومت؛ ایران در مقابل تمامی کفر با قامتی به بلندی ابدیت ایستاده است

شهید «محمد خرمی» در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: امروز که دشمنان جنایتکار با تمام قدرت در برابر اسلام بپاخاسته و کمر به نابودی اسلام بسته، ما هستیم که باید گفته امامان(ع) را تحقق بخشیم که ایران در مقابل تمامی کفر با قامتی به بلندی ابدیت ایستاده است و آنقدر خون می‌دهیم که درخت اسلام آبیاری شود.
پدرم به ما آموخت که در برابر زورگویی دشمن سر خم نکنیم
خاطره‌‌ای از شهید «مصیب خاکسارنژاد»

پدرم به ما آموخت که در برابر زورگویی دشمن سر خم نکنیم

فرزند شهید تعریف می‌کند: پدرم همیشه به ما، فرزندانش، نصیحت می‌کرد که هرگز تسلیم حرف زور دشمن نشویم. خودش نیز با اینکه رفتگر ساده شهرداری بود، تا آخرین نفس از میهنش دفاع کرد.
خواب آزادی خرمشهر، عزم پدرم را برای رفتن به جبهه راسخ کرد
خاطره‌‌ای از شهید «حسین پورمحمود»

خواب آزادی خرمشهر، عزم پدرم را برای رفتن به جبهه راسخ کرد

فرزند شهید تعریف می‌کند: پدرم در دبی کار می‌کرد. یک شب خواب دیده بود که خرمشهر آزاد شده است. به همین دلیل، به دوستانش گفت؛ من دیگر اینجا نمی‌مانم. می‌خواهم به ایران بروم و در جبهه حق علیه باطل بجنگم.
چهره‌اش سوخته بود؛ خواهرم را از روی گوشواره‌هایش در میان عکس شهدا شناختم
خاطرات شفاهی؛

چهره‌اش سوخته بود؛ خواهرم را از روی گوشواره‌هایش در میان عکس شهدا شناختم

خواهر معلم شهید «فاطمه سالاری» از شهدای مدرسه شجره طیبه میناب، چنین روایت می‌کند: در شهر هشتبندی بودم که شوهرخواهرم با من تماس گرفت و گفت؛ من الان بیمارستانم، بیایید اینجا تا خواهرتان را پیدا کنیم. هنوز نمی‌دانستیم دقیقاً چه اتفاقی افتاده. به همراه برادرم راهی میناب شدیم. وقتی رسیدیم، دیدیم با بولدوزر در حال جابه‌جایی آوار مدرسه هستند. برادرم همان‌جا ماند و من به بیمارستان رفتم. در بیمارستان، فهرست مجروحان را یکی‌یکی بررسی می‌کردم و به دنبال نام خواهرم می‌گشتم، اما اسمش در میان مجروحان نبود. حدود ساعت ۱۰ شب بود که عکس شهدا را نشانمان دادند. با دیدن عکس‌ها و از روی گوشواره‌هایش توانستم خواهرم را شناسایی کنم؛ صورتش کاملاً سوخته بود و دیگر از چهره‌اش نمی‌توانستم او را بشناسم.
ای ملت مسلمان ایران، پیرو اسلام باشید و دست از یاری امام امت برندارید
وصیت‌نامه شهید «حسین شاکری فاریاب»

ای ملت مسلمان ایران، پیرو اسلام باشید و دست از یاری امام امت برندارید

شهید «حسین شاکری فاریاب» در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: از ملت مسلمان ایران می‌خواهم که همواره پیرو اسلام باشند و دست از یاری امام امت خمینی عزیز برندارند که تنها راه سعادت مسلمانان پیروی از دستورات نجات بخش اسلام است.
بعدی 1 2 3 4 5
طراحی و تولید: ایران سامانه