نوید شاهد - صفحه 1977

نوید شاهد

از وزارت 40 روزه تا چشم‌انداز 40 ساله

نوید شاهد شهید مهندس محمدجواد تندگویان، بیش از چهل روز وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران نبود، اما در همین مدت کوتاه، گام‌های بلندی برای اعتلای صنعت نفت کشور برداشت.
گفت و گویی با همسر شهید تندگویان:

پیكر جواد را سه نوع مومیایی كرده بودند

نوید شاهد: نام شهید «محمدجواد تندگویان» یادآور همراهی قدرت و خدمت صادقانه است. او فقط مدت كوتاهی مسوولیت وزارت نفت را عهده‌دار بود اما در این دوران كوتاه هم لحظه‌ای از خدمت غافل نشد.

روایت اسارت شهید تندگویان

نوید شاهد: سفر آغاز شد. سه‌ دستگاه‌ اتومبیل‌ پشت‌ سر هم‌ درحال‌ حركت‌ بودند. در اولین‌ اتومبیل‌، تندگویان‌، بهروزبوشهری‌، سیدحسن‌ یحیوی‌، عباس‌ روحنواز وبخشی‌پور نشسته‌ بودند و علی‌اصغر اسماعیلی‌ راننده‌بود. دو اتومبیل‌ دیگر به‌ فاصله‌ یك‌ كیلومتر از آنها درحركت‌ بودند. وارد جاده ي‌ اهوازـ آبادان‌ كه‌ شدند، لحظه‌به‌ لحظه‌ خطر از بیخ‌ گوششان‌ می‌گذشت‌. یك‌ ماه‌ و چندروز از آغاز جنگ‌ تحمیلی‌ سپری‌ شده‌ و دشمن‌ تانزدیكیهای‌ آبادان‌ نفوذ كرده‌بود و همچنان‌ به‌ كشت‌ وكشتار خود ادامه‌ می‌داد.

شهید محمد جواد تندگویان از وزارت نفت تا خط مقدم جنگ

نوید شاهد: جواد بعد از زندان چندماهي را درشركت بوتان كاركرد و بعد آن جا را ول كرد ورفت در شركت پارس توشيبا استخدام شد. جواد در هجدهم شهريور سال پنجاه و چهار به استخدام پارس توشيبا درآمد وبه رشت رفت . خانه اي هم اجاره كرد و زن وبچه اش را هم برد. براي استخدام ، از اوبرگه سو پيشينه خواسته بودند.

سال هاي غربت تندگویان

نوید شاهد: چه دليل داشت كه جواد را در سال هاي اسارت آن چنان وحشيانه و غير انساني تحت شكنجه قرار دهند. او كه نظامي نبود ، تابر اثر شكنجه ، اسرار نظامي ايران را براي آن ها فاش كند. اسراري كه جواد در سينه داشت، چيزي نبود كه عراقي ها از آن خبر باشند. آنها هم پالايشگاه ها و محل ذخاير نفتي ايران را مي شناختند. پس چرا اين همه او تحت شكنجه قراردادند تابه شهادت رسيد؟ درهمين يكي دوسالي كه اسرا آزاد شده اند اطلاعاتي درباره جواد ومحل اسارتش بيان شده است .

رازهای وزیر جنگ

نوید شاهد: در همان روزهای نخست شهریور ماه و پس از آنکه تقریباً تمامی اسرای ایرانی به میهن بازگشتند، بار دیگر تمامی افکار بسوی پرونده ی جواد تندگویان معطوف شد؛ محمدجواد تندگویان، وزیر نفت کابینه ی شهید محمدعلی رجایی معتقد بود که« دفتر کار وزیر نفت در پالایشگاه و مناطق نفت خیز است ... .» این عقیده و تفکر در شرایط آن روز ایران که ارتش تا بن دندان مسلح صدام تحت حمایت کامل قدرتهای جهانی یکه تاز میدان جنگ بود، دیدگاهی انقلابی و صد در صد کارساز و مفید بود

در زندان طاغوت

نوید شاهد: بعد ما را بردند بالاي سر قبري و گفتند اينجا قبر تندگويان است.دو،سه نفري از خودشان دست به كار شد و قبر را كندند. كندند و كندند تا رسيدند به يك تابوت. تابوت را از توي قبر در آوردند .پيشتر دكتر توفيقي گفته بود كه مي خواهيم جنازه را ببريم به بيمارستان يكي از همراهان خودمان رفت توي آمبولانس و كنار تابوت نشست

زندگی نامه شهید جواد تندگویان

نوید شاهد: جواد تندگویان در سپیده‌دم روز 26 خرداد سال 1329 هجری شمسی پا به عرصه هستی نهاد. قدومش مایه بركت و خیر برای خانواده بود و وجودش روشنی بخش جانشان.

آلبوم عکس های شهید حسن شفیع زاده در جمع یاران

نوید شاهد: سرلشكر شهيد "حسن شفيع زاده"، در مرداد ماه سال 1336 در تبريز ديده به جهان گشود. با شروع جنگ تحميلي رشادت هاي فراوان از خود نشان داد. فرمانده توپخانه نيروي زميني سپاه و قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هشتم ارديبهشت ماه سال 1366 در منطقه عملياتي كربلاي 10 در حالي كه عازم خط مقدم جبهه بود، خودروي وي مورد اصابت تركش گلوله توپ دشمن قرا گرفت و به شهادت رسيد.

آلبوم تصاویر شهید حسن شفیع زاده -1

نوید شاهد: سرلشكر شهيد "حسن شفيع زاده"، در مرداد ماه سال 1336 در تبريز ديده به جهان گشود. با شروع جنگ تحميلي رشادت هاي فراوان از خود نشان داد. فرمانده توپخانه نيروي زميني سپاه و قرارگاه خاتم الانبياء (ص) هشتم ارديبهشت ماه سال 1366 در منطقه عملياتي كربلاي 10 در حالي كه عازم خط مقدم جبهه بود، خودروي وي مورد اصابت تركش گلوله توپ دشمن قرا گرفت و به شهادت رسيد.

شهید اصغر امیر فقر دیزجی ، قائم مقام فرمانده گردان حضرت ابوالفضل (ع) لشكر مکانیزه 31 عاشورا

سال 1332 ه ش در روستای دیزج اسكو ، از توابع شهرستان تبریز ، در خانواده ای بسیار فقیر به دنیا آمد . وضعیت مالی خانواده چنان نامساعد بود كه مادرش می گوید : وقتی اصغر متولد شد تا هفت روز پول نداشتیم برایش لباس تهیه كنیم تا این كه یكی از همسایه ها لباس كهنه بچه اش را به ما داد .

روایت سردار چهارباغي همرزم شهيد شفيع زاده

شفيع زاده به تنهايي خودش چنان توپخانه اي براي سپاه سازماندهي كرد كه واقعاً مي شود گفت كه يك تنه با آن دوستان خوبي كه داشت كه معمولاً هم بچه هاي آذربايجان بودند. شفيع زاده يك خصلتي كه داشت كاري نداشت كه اين بچۀ تبريز است يا اروميه يا اصفهان است.
در کلام یاران

روايت سردار سرتيپ پاسداردكتر حسين علايي از شهید شفیع زاده

آنچه در آن زمان از حسن دريافت كردم اين بود كه او اهميت انقلاب اسلامي را بخوبي درك كرده بود و علاقه وافري به بنيانگذار آن، حضرت امام خميني (ره) داشت.

دفتر خاطرات - سردار خستگی ناپذیر

نوید شاهد: «شفيع زاده» به خاطر ارادتي كه به حضرت آيت الله مدني داشت، مسئوليت حفاظت از بيت معظم له به ايشان محول گرديد.
رونمایی از کتاب " شبیه خودش "(خاطرات شهید مدافع حرم حامد جوانی)

«شبیه خودش» به سووالات مردم درباره مدافعان حرم پاسخ می دهد

حامد تا لحظه ی شهادت به هیچ وجه جوگیر نبود و در مقابل دعاهای شهادت می ایستاد و می گفت اگر شهید شویم، چه کسی در برای حفاظت از انقلاب ایستادگی کند؟! ...

دفتر خاطرات - توپچی که از توپ نمی ترسه!

نوید شاهد: «عمليات كربلاي 10» كه انجام شد برادر «محتاج» (عباس محتاج، فرمانده سابق نيروي دريايي ارتش) فرماندهي قرارگاه را بر عهده داشت، من هم جانشين او بودم

دفتر خاطرات - فریب دشمن

نوید شاهد: ما نتيجه آموزش ها را در عمليات والفجر 8 ديديم. لشكر گارد رياست جمهوري عراق قبل از آنكه به كارخانه نمك شهر فاو برسد، متلاشي شده بود.

دفتر خاطرات - تحسین فرماندهان ارتش

نوید شاهد: شهيد حسن شفيع زاده، علاقه مند به انجام كارهاي بزرگ و سخت و به نظر انجام نشدني بود.

دفتر خاطرات - توپ های غنیمتی

نوید شاهد: در «جبهه آبادان» بوديم. من هم رزمنده اي بودم مثل بقيه رزمنده ها و از علوم و فن جنگ هم چندان اطلاعي نداشتم. آن روزها بيشتر آسيب هايي كه دشمن به ما وارد ميساخت، از طريق توپخانه بود. گلوله هاي توپ مثل باران روي سر و روي بچههاي ما ميريخت و ما چارهاي جز مقاومت نداشتيم.

دفتر خاطرات - کلاه آهنی

نوید شاهد: سال 1359 (هـ.ش) در ايستگاه 7 جبهه آبادان با ايشان آشنا شدم. ايشان ديدهبان خمپارهاي بودند.
طراحی و تولید: ایران سامانه