نوید شاهد - صفحه 1979

نوید شاهد
یادمان شهید دیانت:

زندگی نامه کامل شهید مجید شریف واقفی در چهل و دومین سالروز ترور

نوید شاهد: آخرین برگهای دفتر زندگی آن شهید با پایبندی اش به اسلام و مرگ در راه آرمان دین مزین است و تقدیر چنین است که مسیر تکاملی او در راه دین، منجر به شهادت در راه پاسداشت از ارزشهای دینی شود.
وجيح الله چراغي، برادر سردار شهيد رضا چراغي:

حامي مردم كردستان بود

نوید شاهد: ماه رمضان 1358 تصميم گرفت وارد سپاه شود. گفتم: واقعا تصميم نهايي ات را گرفته اي؟ جواب مثبت داد. فردايش، او را پيش يكي از دوستان سپاهي ام بردم و ثبت نامش كردم. رضا مدتي در پادگان امام حسين (ع) دوره آموزشي گذراند و سپس به كردستان اعزام شد. گاهي 8 ماه خبري از او نداشتيم.

فرهنگ و سبک زندگی شهدا

«سراج هدایت»/ فرهنگ و سبک زندگی شهدا در بیانات پدر شهید مدافع حرم حامد جوانی

دفتر خاطرات - مظلوميت شهيد رضا چراغي

نوید شاهد: حاج همت مي گفت: در دو جا، خيلي دلم براي رضا سوخت.

دفتر خاطرات - استعداد نظامي

نوید شاهد: وقتي كه خدا توفيق داد و به عضويت سپاه در آمديم، با هم به پادگان آموزشي امام حسين (ع) رفتيم. بعد از يك ماه و اندي خدمت در تهران، به غرب رفتيم. در پاوه، مريوان، گيلان غرب و سر پل ذهاب با هم بوديم.

پرواز (روایت ناب شهید همت از شهادت رضا چراغی )

رضا سه روز نخوابيده بود و عمليات را هدايت مي كرد. قانعش كردم كه آن شب را بخوابد و او هم خوابيد.

دفتر خاطرات - اولين ديدار

نوید شاهد: سال 1361 همراه كاروان امدادگران به جبهه اعزام شدم و آنجا با رضا آشنا شدم.

دفتر خاطرات - پيكر غرقه به خون شهيد چراغي

نوید شاهد: دشمن در ارتفاع 143پاتك سنگيني كرده بود. وقتي خود را به آن جا رساندم، در كمال تعجب ديدم كه شهيد چراغي به همراه شهيدان عباس كريمي و اكبر زجاجي در حال شليك آرپي جي ، خمپاره60 و تيراندازي هستند. حال و هواي عجيبي داشتند. اصلا نمي شد تشخيص داد كه اين يكي، شهيد چراغي فرمانده لشكر و آن يكي شهيد عباس كريمي مسئول اطلاعات عمليات لشكر است.
خاطره ای کوتاه و خواندنی از شهید چراغی

دفتر خاطرات - خيلي وقته نخوابيدم

نوید شاهد: حاج ابراهيم همت براي تشييع پيكر شهيد رضا چراغي نيامده بود اما در مراسم هفتمين روز، خودش را رساند. او مي گفت: به من خبر دادند كه رضا مجروح شده و در بهداري است.

دفتر خاطرات - همپاي رزمنده ها

نوید شاهد: قبل از عمليات بيت المقدس، به اردوگاه انرژي اتمي در جاده اهواز- آبادان براي ديدن رضا رفتم

دفتر خاطرات - بيت المال

وقتي او را به عنوان فرمانده لشكر معرفي كردند و خواست به سپاه منطقه 10 تهران برود و حكم رسمي فرماندهي اش را بگيرد...
شهید حميد غفاري آذر (54)

سیری در زندگی روحانی شهید حمید غفاری آذر

شهید مي‌گفت: خداوند از ما نخواهد گذشت كه علم به آنچه رضاي خدا در آن است داشته باشيم، ولي به بهانه هاي مختلف اعم از سختي كار يا مشكلات راه و يا عناوين ديگر از انجام تكليف طفره رويم و گمان كنيم كه خداوند نيز نعوذ با.....فراموش مي كند،
فاطمه چراغي، خواهر سردار شهيد رضا چراغي:

خانواده مان نمي دانستند كه او فرمانده لشكر 27 است

نوید شاهد: روز سوم شهادتش، شهيد ممقاني خانه مان آمد و به مادرم گفت: مي داني كه پسرت چه مسئوليتي داشت؟ مادرم گفت: پاسدار ساده بود. گفت: او آنقدر فروتن بود كه چيزي به شما نگفت. او فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله (ص) بود.

درنگی در وصایای شهدا در روز عفاف و حجاب

نوید شاهد: مادران وخواهران ! حجابتان راحفظ كنيد.زيرا روزى كه خيمه هاى اهل بيت امام حسين (ع)رابه آتش كشيدندوحجاب را ازسرزنان برداشتند،سكينه دختراباعبدالله به عمه‌اش گفت «هل من حرقه سيرتهارأسى » آيا پارچه اى هست كه به وسيله آن سرم رابپوشانم . عباس بازماندگان قشمی

هنوز نور وجودش را در زندگي ام احساس مي كنم

نوید شاهد: در طول زندگي كوتاهمان چيزهاي زيادي از او آموختم. يكي از اين چيزها، تواضع و فروتني اش بود. او با اينكه فرمانده لشكر بود، اما دوست نداشت در اين باره با من كه همسرش بودم، صحبت كند.
حاج حسين الله كرم، همرزم سردار شهيد رضا چراغي:

نحوه فرماندهي شهيد چراغي در مواقع بحراني

در عمليات مسلم ابن عقيل كه پاييز سال 61 در منطقه سومار انجام شد، حاج همت به عنوان فرمانده قرارگاه ظفر منصوب شد و شهيد چراغي فرماندهي تيپ محمد رسول الله (ص) را به عهده گرفت. در اين عمليات تيپ حضرت رسول الله (ص) حدود 300 گردان داشت كه هدايت آنها با شهيد چراغي بود. رضا بر اثر جراحات قبلي پايش در گچ بود و ناراحتي زيادي داشت، در حالي كه سرم به دستش وصل بود، از داخل آمبولانس هدايت عمليات را در شرايط بحراني انجام مي داد.
اصغر حاجي زاده، همرزم شهيد رضا چراغي:

آخرين نگاهش هنوز در يادم مانده است

نوید شاهد: شهيد چراغي هيچ وقت دنبال پست و مقام نبود. نوع رفتار شهيد چراغي با رزمنده ها مثل شهيدان همت و حاج احمد متوسليان بود. اين ها، هر چقدر مسئوليت هايشان بالاتر مي رفت، متواضع تر مي شدند. از نظر كار، شجاعت، رفتار و ... هر چه درباره اش بگويم، كم است. بعد از شهادتش، با معرفي خانواده شهيد ممقاني، با خانواده شهيد چراغي وصلت كردم و هميشه به اين موضوع افتخار مي كنم.
صفي الله چراغي، برادرشهيد چراغي:

اعتقاد خاصي به پايان راهش داشت

نوید شاهد: 40 روز قبل از شهادتش، عقد كرد. در اين مراسم چند تا عكس يادگاري گرفت. با لباس رسمي سپاه كه آرم روي سينه داشت، جلوي آينه ايستاد تا عكس ديگري از او بگيرم. او گفت: «اين عكس جان مي دهد براي حجله.» گفتم: ممكن است مادر بشنود وناراحت شود. گفت: اگر همه اين هايي كه دارم را رها كنم، شهادتم ارزش واقعي پيدا مي كند. عادي شهيد شدن كه چيزي نيست! او اعتقاد خاصي به پايان راهش داشت.

زندگينامه سردار شهيد رضا چراغي

نوید شاهد: چند روزي مي شد كه پدر از سفر كربلا برگشته بود. هنوز در حال و هواي زيارت حضرت اباعبدالله الحسين (ع) به سر مي برد. در كربلا، دوست عربي داشت به نام عبدالرزاق كه علاقه شديدي به او داشت. همواره ياد او با عطر كربلا همراه بود. صبح يكي از روزهاي سال 1336 شور و شعف، خانه اي كوچك در روستاي بستق از توابع شهرستان ساوه را فرا گرفت. شيون كودك تازه متولد شده ازخانه محقر چراغي بلند بود.
شب های آسمانی عملیات والفجر مقدماتی

خاطرات سردارسرتیپ پاسدار شهید صمد زبردست

نوشته زیر گوشه ای از شب های آسمانی عملیات والفجر مقدماتی در منطقه عملیاتی فکه است که توسط فرمانده دلاور سپاه اسلام و گل سرسبد جانبازان تبریز، سردارسرتیپ پاسدار شهید صمد زبردست در دفترچه خاطراتش به رشته تحریر درآمده و جاودانه گردیده است
طراحی و تولید: ایران سامانه