نوید شاهد - صفحه 1973

نوید شاهد
ویژه نامه بچه های دانشکده عاشقی (یادمان شهدای 16 آذر1332)

خونين ترين مبارزه بعد از كودتاي 28 مرداد

اسدالله بادامچيان، رييس مركز سياسي جمعيت مؤتلفه اسلامي، ضمن بيان مطالب فوق به شرح وقايع روز 16 آذرماه سال 1332 پرداخت وي اظهار داشت: حادثه‌ي 16 آذر سال 1332 به زمينه‌هاي قبلي برمي‌گشت، پس از 28 مرداد 1332 كه كودتاي آمريكايي - انگليسي با به نخست وزيري رساندن سناتور زاهدي به‌وقوع پيوست و تنها مقاومت اندكي آن‌هم از سوي خانه ی مصدق صورت گرفت.
ویژه نامه بچه های دانشکده عاشقی (یادمان شهدای 16 آذر1332)

نقطه ی درخشان در تاريخ جنبشهاي دانشجويی

دكتر عبدالحسين روح‌الاميني با بيان اينكه " 16آذر نقطه‌ي درخشاني در تاريخ جنبشهاي دانشجويي است" اظهار داشت: 16 آذر 1332 نقطه‌ي عطفي در تاريخ جنبش دانشجويي ايران و در 50 سال گذشته قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي همواره مورد توجه بوده است ."
ویژه نامه بچه های دانشکده عاشقی (یادمان شهدای 16 آذر1332)

هرگز حاضر نشد سرسراي دانشكده را دوباره ببيند

رييس دانشكده‌ي فني هرگز حاضر نشد سرسراي دانشكده را دوباره ببيند و تا زماني كه جايش را به مهندس رياضي سپرد، از در پشتي (آزمايشگاه مصالح) رفت و آمد مي كرد.
شهيد بروجردي در آيينة كلام معطر سردار سرلشكر شهيد حاج ابراهيم همت

بروجردي به خيلِ شهيدان پيوست ...

نوید شاهد: تصميم گرفته بود به نحوي براي پيشبرد اهداف انقلاب فعاليت كند. با آن كه تلاش هاي بسياري در اين زمينه كرده بود اما قانع نشده و دست بردار نبود.

انقلابيِ آرام و شجاع / نگاهي به زندگي سردار رشيد اسلام شهيد محمد بروجردي

نوید شاهد: محمد جوان تمامي راهكارهاي تئوريك و عملي را كه در دسترس داشت به بهترين وجهي به كار مي بست تا مبارزه را مرد و مردانه و با قدرت فكري و اجرايي كامل و نيز بدون ضايع كردن حقي و انجام كار نابجايي به سامان برساند. شاهد نگارنده نيز دقت فراوان او و همرزمانش در به كار بستن آموزه هاي نظري حضرت امام در امر جهاد و مبارزه بود كه در سطور فوق بدان ها اشاره شد.

فرازي از فرمايشات رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي در خصوص شهيد بروجردي

نوید شاهد: فرمايشات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي در خصوص شهيد محمد بروجردي با همه كوتاهي و حجم اندكش گوياي نكات ارزنده بسياري از مقام والاي آن شهيد سعيد است. اين بيانات در تاريخ 15/7/1366 (زماني كه معظمٌ له مقام رياست جمهوري اسلامي ايران را بر عهده داشتند) ايراد شده است
ویژه نامه شهید محمد بروجردی

ناجي كردستان.../ ديباچه

نوید شاهد: محمد بروجردي نسب از پدري برده بود كه پنجه در چهرة خان ها و فئودال ها كشيد و جوانمرگ شد و آفتاب چهل سالگي را نديد. مادري داشت كه در عنفوان جواني براي خانواده اش هم پدري مي كرد و هم مادري. محمد با چنين خاستگاهي افقي را پيش روي خود ديده بود كه فقط مجاهدت مي طلبيد و تلاش و مبارزه.
یادمان شهید غلامحسین افشردی

دفتر خاطرات (5) - خدا از ما قبول كند

نوید شاهد: تمام دنيا مال من بود ، آن را براي رسيدن به نماز جماعت مي‌دادم . با ترمز اولين تاکسي ، خود را توي آن مي‌اندازد . توي کوچة ‌مسجد رسيده است که باران با دانه‌هاي درشت شروع به باريدن مي‌کند. صداي مکبر بلند شده است . پا بند مي‌کند. توي حياط مسجد ، مردي چمباتمه زده و لرزان زير بالکن نشسته است .
یادمان شهید غلامحسین افشردی

دفتر خاطرات(4) - روز پیروزی

نوید شاهد: غلامحسين جلو مي‌دود و مچ دست گروهبان را توي هوا مي‌قاپد. کاسة چشمان گروهبان از خون پر مي‌شود...
یادمان شهید غلامحسین افشردی

دفتر خاطرات(3) - اخراج

نوید شاهد: آقاي افشردي ، شما اينجا چه کار مي‌کنيد ؟ آمده‌ايد درس بخوانيد يا منبر برويد؟ اين کارها عاقبت خوشي ندارد. سرتان را بيندازيد پايين تا درستان تمام بشود. بعد از آن همه تذکر،‌اين ديگر دفعة آخر است که به شما مي‌گويم. در غيراين صورت ، پاي سازمان امنيت به ميان کشيده مي‌شود. غلامحسين در نيم ساعتي که پيش رئيس دانشکده بود، فقط نگاه کرد. تصميم نداشت يک قدم هم عقب نشيني کند.
یادمان شهید غلامحسین افشردی

دفتر خاطرات(2) - ميهمان ناخوانده

نوید شاهد: اصغر هيچي نشده ،خود را از رفتن به بالاي دکل معاف ميکند . رسول ، کوله پشتي اش را يه ديوار سنگر تنگ و ترش تکيه ميدهد و دستش را روي شکمش مي گذارد . ديگر معلوم است که چه کسي بايد بالاي دکل درختي برود . با خودم دودو تا چهار تا ميکنم و بي حرف به طرف دکل راه مي افتم .
یادمان شهید غلامحسین افشردی

دفتر خاطرات(1) - یک روز یک عهد

نوید شاهد: سربازها در حالي که پا به زمين مي‌کوبند، با فرمان گروهبان به خود تکاني مي‌دهند. غلامحسين به لب و دهن گندة‌گروهبان نگاه مي کند. سلاحش را دوش فنگ مي‌کند و به طرف اسلحه‌خانه راه مي‌افتد. عليرضا چند قدم به دنبالش مي‌دود و صدايش مي‌کند: افشردي!

نامه قاتل شهيد مفتح به خانواده اش

نوید شاهد: سلام بر شما، امیدوارم كه در دنیا و همه فریبندگی‌هایش غرق نشده باشید. علت اینكه در ابتدای نامه نوشته‌ام فقط شما آنرا بخوانید، این بود كه می‌خواستم مسائل و نكاتی را تذكر دهم كه در شرایط فعلی بنظرم شماها فقط یكسری اشتباهات، نظرها و همچنین اعلام مواضع سعی كردم موقعیت فعلی خودم را به آنها بشناسانم، و بارها تأكید كردم كه كسی حق ندارد، حرفهایی را كه من میزنم و مواضعی را كه اعلام میكنم او هم قبول كند، اما میدانم در شرایط فعلی این تأكید من را نادیده میگیرند چون نفرت و كینه آنها بر رژیم آنقدر زیاد است كه نمی‌توانند آزادانه خود بدنبال تحقیق بروند و بدین جهت، فرصتی كه بدست آمدم ضروری دانستم این نامه را برای شما بنویسم.
ویژه شهید دکتر محمد مفتح

پسران شيطان / مروری برروند شکل گیری و عملکرد گروهک فرقان

نوید شاهد: تروريسم و خشونت سياسي در فرهنگ ملت‌ها به عنوان پديده‌اي زشت و منفور تلقي مي‌شود. معتقدان اين حربه، اگر چه در بدو امر با انتشار آثار و بيان مواضع در قالب بيانيه يا اعلاميه تلاش دارند كه با بهره‌گيري از زباني منطقي آرا و عقايد افراطي خود را به مخاطبان آثار خود بقبولاند اما وقتي مي‌بينند كه حرف‌هاي آنان خريداري ندارد با بهره‌گيري از شيوه‌هاي خشونت‌آميز، سعي در اثبات خود و قبولاندن مواضعشان در جامعه دارند.
از دامنه الوند تا بلنداي عرش

زندگی نامه شهید محمد مفتح

نوید شاهد: دکتر مفتح بخشي از کتاب رسائل شيخ انصاري را نزد آيت الله مجاهد تبريزي (ره) فرا گرفت و دروس خارج ـ بويژه بخشي از اصول ـ را در محضر حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) آموخت. همچنين در فلسفه و حکمت نزد فيلسوف کبير علامه طباطبايي (ره) تلمذ نمود. مدتي نيز از محضر حضرت آيت الله العظمي سيد محمد رضا گلپايگاني (ره) و حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي (ره) بهره برد و پس از آن تحصيلات دانشگاهي را به موازات فراگيري علوم حوزوي پي گرفت و به دريافت مدرک دکترا در رشته الهيات و معارف اسلام نايل آمد. در فقه نيز چنان تبحّر يافت که عنوان اجتهاد را احراز نمود.
خاطراتی از سردار شهید مشهدی عبادی

سردار خندان !

عملیاتى در پیش بود. عملیات مسلم‏بن عقیل. شب آخر بود. وصیت‏نامه‏ها نوشته مى‏شد. هر كس وصیت‏نامه خود را به كسى مى‏سپرد. گردان شهید مدنى آماده عملیات بود و مشدى‏عباد فرمانده یكى از گروه‏هان‏هاى این گردان بود. اصغر قصاب بود و مشدى عباد و یكى دیگر از برادران. مشدى عباد در خودش نمى‏گنجید.

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (17)؛ پايداري اسرا

نوید شاهد: دشمن،‌ در روزهاي پاياني اسارت،‌ يكي از برادران اسيرمان،‌كه از اهالي تهران و جوان و متعهد و شايسته اي بود را در اردوگاه 18 تكريت به شهادت رسانده بود

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (16)؛ شهيدي غريب

نوید شاهد: يكي از برادران عزيزي كه دربند اسارت دشمن درآمد مرحوم عزيز آزاده،‌شهيد حاج منصور زرنقاش بود،‌ رضوان الله تعالي عليه. ايشان در اردوگاه 11 يا 13 كه من در آنجا نبودم،‌ خدمتگزار جمع اسرا بود. قبل از اسارت كاروان دار حج بودند؛‌ در نتيجه،‌در اسارت هم شروع مي كند همان طور به خدمتگزاري و عهده دار مسؤوليت خدماتي مي شوند.

«حماسه های ناگفته» اسیران از زبان سیدآزادگان (13)؛ شربت گوارا

نوید شاهد: در اردوگاه موصل پيرمرد بزرگواري بود كه بعد از نماز صبح مي نشست و دعا مي خواند. بعثي هاي پليد هم اگر كسي بعد از نماز صبح بيدار مي ماند و تعقيبات مي خواند،‌خيلي معترضش مي شدند. به هر حال،‌آمدند و معترض حاج حنيفه شدند. به او گفتند:"پيرمرد !‌اين چيه كه تو بعد از نماز صبح مي نشيني و وراجي مي كنيد.
طراحی و تولید: ایران سامانه