نوید شاهد - صفحه 1993

نوید شاهد

روحاني مبارز... / ديباچه

نوید شاهد: فاجعه هفتم تير 1360، يكي از نقاط عطف تاريخ انقلاب اسلامي و از فرازهاي اعجاب انگيز آن است، فاجعه اي كه بيش از 72 تن از برجسته ترين مبارزان و فرهيختگان كشور را از انقلاب گرفت و برگ تازه اي از جنايات امپرياليسم به سركردگي امريكا را بر تاريخ معاصر ايران افزود. شهادت جمع كثيري از نخبگان و برگزيدگان انقلاب اسلامي در اين حادثه، به ويژه خورشيد اين كاروان، سيد مظلوم دكتر بهشتي، سبب شده است كه تاثير عميق و نقش ديگر شهداي اين رويداد در پيشبرد نهضت امام، آن گونه كه بايد مدنظر قرار نگيرد.
زماني از همراهان شهيد حيدري - در کلام یاران

ارتباط سني ها با حزب اللهي ها

نوید شاهد: شهيد رسول در منطقه بي سوكو كه حوزه فعاليتي داشت ارتباط تنگاتنگي بامردم ايجاد كرده بود و وقتي ما وارد روستاي بي سوكو شديم در آن وضعيت اگر كسي بخواهد كاري انجام دهد ودوستي خودش را نشان دهد زماني است كه دوستان خودش در سختي هستند و انسان از جان خودش مي زند و به دوستانش بدهد ايشان خصلتهاي اين چنيني در او بسيار بود.
فريده چاپاراوديچ (كارمند ستاد كمك رساني ايران در ويسوكو) - در کلام یاران

انجام سریع کارها

نوید شاهد: آنها هم از خبر شهيد شدن حاج رسول گريه مي كردند. غم خيلي بزرگي بود و من فكر مي كنم هيچ وقت نمي توانم به مانند لحظه اي كه خبر شهادت شهيد رسول را شنيدم سوگوار باشم.
راسم بوشلييا (يكي از نخستين شيعيان بوسني و هرز گووين) - در کلام یاران

توانست خيلي سريع روح بوسنيايي را بر خود حاكم كند.

نوید شاهد: اينكه مي گوييم تنها ايراني ها بودند كه به ما كمك كردند فقط نظر بنده نيست بلكه افراد زيادي اين را مي دانند و از افراد زيادي مي شود اين مطلب را شنید كه تنها كشوري كه به ما به شكل واقعي و بدون هيچ منتي و چشم داشتي كمك كرده همان ايران است .
ابراهيم گوداچوويچ (راننده اسبق ستاد كمك رساني ايران در ويسوكو) - در کلام یاران

حضور مداوم در جبهه هاي جنگ

نوید شاهد: شهيد رسول را كه با هم كار مي كرديم خوب مي شناختم. او تاثير خوبي در بين مردم داشت . و اين را بايد بگويم كه شهيد رسول يك شخص فوق العاده اي در اينجا بود. تنها ما كه اينجا كار مي كرديم او را دوست نداشتيم. بلكه هر كس كه با او كوچكترين تماسي برقرار مي كرد شيفته اش مي شد

وصیت نامه ديپلمات شهيد رسول حيدري

نوید شاهد: و اما درد ما درد اسلام است، درد مظلوميت حسين (ع) در كربلاست، درد نامردي هاي روا داشته درحق مولايمان علي (ع) است، درد ما درد اسارت جان كاه ميليون ها مسلمان است، درد ما درد دوري ازحق است…

زندگی نامه ديپلمات شهيد رسول حيدري

نوید شاهد: در روز عيد غدير سال ۱۳۷۲ (19 خرداد 72) دركشور بوسني هرزگوين و در بوسنياي مركزي واقع در شهر ويسوكو متوجه شدند كه منطقه اي از جاده وسيوكو توسط نيروهاي كروات (HVO) آلوده شده و اين مسير، مسير عبور ايرانيان بود. ايشان دستور دادند كه تا اطلاع ثانوي كسي از اين مسير عبور نكند و خود به همراه يكي از رزمندگان بوسني به آن منطقه رفتند تا آن جا را مورد بررسي قرار دهند و به كمين نيروهاي كروات كه در آن زمان با نيروهاي مسلمان در حال جنگ بودند رفتند و پس از مقاوت شجاعانه به فيض عظيم شهادت نايل آمدند و به بزرگ ترين آرزوي خود رسيدند.

دفتر خاطرات - آزادي

نوید شاهد: آزادي از بند دژخيمان بعثي در بيست و چهارمين روز از شهريور سال 1369، براي سيد شروعي دوباره بود. او گرچه تجربه سي سال مبارزه و تلاش طاقت فرسا و زندان و شكنجه را داشت، اما حتي لحظه اي آرام ننشست و پس از آزادي به پيگيري مشكلات آزادگان همت گماشت.

دفتر خاطرات - هديه الهي

نوید شاهد: حجت الاسلام سيدعلي اكبر ابوترابي هديه اي الهي بود كه از سوي خداوند حكيم به اردوگاه هاي اسيران ايراني تقديم شد.

دفتر خاطرات - «اسارت»

نوید شاهد: در حال دويدن بودم كه متوجه تپه رملي شدم كه در نزديكي ام بود. به سمت تپه دويدم. ميدانستم كه تانك در رمل از حركت خواهد ايستاد. اما راننده تانك متوجه قصد من شد؛ با سرعت از كنارم گذشت و راه تپه را بر من بست.

دفتر خاطرات - عمليات شناسايي

نوید شاهد: براي شناسايي وضعيت استقرار نيروهاي دشمن به فرمان «شهيد دكتر چمران»، به همراه دو نفر از همرزمانم به سمت مواضع بعثيها رفته و 7 كيلومتر از نيروهاي خودمان فاصله گرفته بوديم.

دفتر خاطرات - الگوي عملي

نوید شاهد: ورود آقاي ابوترابي به زندان فصل جديدي از آشنايي زندانيان با نسل نوخاسته انقلابي بود. آن زمان انقلابيون مسلمان در زندان در اقليت بودند. ماركسيستها و كمونيستها با كتاب و بحث سعي داشتند تا جوانان بيست و بيست و دو ساله را تحت تاثير خود قرار داده و...

دفتر خاطرات - گلوله هايي كه شليك نشد

نوید شاهد: روز هفتم شهداي فيضيه بود ساعت 5/10 صبح امام را ديدم كه با جمعيتي حدود صد نفر از خيابان به سمت حرم تشريف ميبردند. من هم به آنها پيوستم.

دفتر خاطرات - احترام عراقي ها

نوید شاهد: حجت الاسلام ابوترابي اخلاقي عالي داشت و حتي در زمان اسارت خود در اردوگاه شاهد بودم كه نيروهاي بعثي به رغم اعمال شكنجه هاي جسمي و روحي طاقت فرسا در مورد ايشان ، براي وي احترام خاصي قائل بودند.

دفتر خاطرات - مشورت در کارها

نوید شاهد: در يكي از همين تظاهرات ها در خيابان فردوسي ايلام بر اثر تيراندازي مأموران از ناحيه ي پا مجروح مي شود و بدين صورت او يكي از اولين جانبازان انقلاب شد.

دفتر خاطرات - کار برای رضای خدا

نوید شاهد: شهيدعلي به نيروهاي تحت امرش گفته بود، كه شما در اين جا بمانيد تا من ابتدا همراه اين ها بروم و كار شناسايي اين بچه ها را به پايان برسانم و سپس مأموريت خودمان را انجام مي دهيم.

شب شناسايي - منطقه شاخ شمیران

نوید شاهد: برادران اطلاعات- عمليات به فرماندهي شهيد علي بسطامي در منطقه ي شاخ شميران(در كردستان عراق) مشغول شناسايي بودند و دشمن در منطقه ي مذكور، بسيار احساس خطر مي كرد و هر شب خط دفاعي خود را تجهيز مي نمود

دفتر خاطرات - بيا بالا خيس نشي!

نوید شاهد: يك شب به هم راه شهيد علي و شهيد انوري، علي كمال پيمان، عبدالرحمن رحيم پور و حاج يوسف اميدي به شناسايي رفتيم.

اخلاق حسنه - خاطرات

نوید شاهد: علي نمازهايش را سر وقت مي خواند و بعد از نماز صبح نمي خوابيد. همواره صادق و راستگو بود و غيبت نمي كرد و هيچ كس هم جرأت غيبت كردن در محضرش را نداشت. زيرا تذكر مي داد و عصباني مي شد.
در كلام ياران - سرهنگ پاسدار نبي ابراهيمي

در جنگ فلان... خون تا ركاب آمده.

نوید شاهد: هنگام برگشت از داخل رودخانه كه آمديم، متوجه شديم خون و آب با هم قاطي است. در اين موقع ناگهان حاج نعمان در قسمتي از رودخانه كه عمق بيشتري داشت افتاد و تا سينه در آب و خون فرو رفت. شهيد علي خنديد و گفت: نعمان! قبلاً گذشتگان گفته اند كه در جنگ فلان... خون تا ركاب آمده. اكنون ما به عينه مي بينيم خون تا سينه آمده است!
طراحی و تولید: ایران سامانه