نوید شاهد - صفحه 1836

نوید شاهد

شهید مفتح با سخنرانی هایش گامی بزرگ در جهت روشن نمودن راه مردم برداشت

شهید آیت الله مفتح بیست و هفتم آذر ماه 1358 هنگام ورود به دانشکده الهیات، توسط عناصر منحرف گروهک فرقان هدف گلوله قرار گرفتند وبه فیض شهادت نایل آمدند. فرزند شهید آیت الله در سخنرانی هایش درباره پدر خود اینگونه می گوید: شهید آیت الله مفتح با سخنرانی های پرشور و افشای ماهیت واقعی رژیم ، گامی بزرگ در جهت روشن نمودن راه و رسالت مردم برداشتند. در ادامه سخنرانی کامل فرزند شهید مفتح را بشنوید.

صدای سوزناک دعای کمیل‌اش، حال و هوای بیمارستان را عوض کرده بود

مادر «شهید محمّد مرتضوی» تعریف می‌کند: پرستار بیمارستان می‌گفت؛ شب‌های جمعه با چنان سوز و گدازی دعای کمیل می‌خواند که همه را از خود بی خود می‌کند.

بالاخره مسلمان شد!

در خاطره‌ای از «شهیده شهناز حاجی شاه» می‌خوانیم، دختر غیرمسلمانی به خاطر دوستی با شهناز، مسلمان شد.

تا صبح در صف نفت می‌ایستاد برای افراد بی‌بضاعت محله!

خاطره‌ای از « شهید محمد جواد تونی» در کتاب سیره شهدای دفاع مقدس، بیان شده که حس هم‌نوعدوستی این شهید را حکایت می‌کند.

کمک به فقرا به هر بهانه‌ای

خاطر‌اتی از «شهید حسن شوکت‌پور» در کتاب سیره شهدای دفاع مقدس، بیان شده که حس کمک به فقرا و هم‌نوعدوستی این شهید را حکایت می‌کند.

اینها مستحق هستند/هدف انقلاب حمایت از ضعیفان و محرومان است

خاطره‌ای از «شهید عباس بابایی» در کتاب سیره شهدای دفاع مقدس، بیان شده که حس هم‌نوعدوستی این شهید را حکایت می‌کند.

می‌روم دنبال شاگردی که فلج است!

خاطره‌ای از «شهید علی اکبر ریوندی» در کتاب سیره شهدای دفاع مقدس، بیان شده که حس هم‌نوعدوستی این شهید را حکایت می‌کند.

وای به حال کسی که دست نیازمندی را رد کند

خاطره‌ای از «شهید یدالله کلهر» در کتاب سیره شهدای دفاع مقدس، بیان شده که حس کمک به فقرا و هم‌نوعدوستی این شهید را حکایت می‌کند.

این هم جزای کسی است که جرات کرده ازدواج کند

دوستان شهید «امیر نظری ناظرمنش»، خاطره‌ای از او نقل می‌کنند که حاکی از شیطنت‌های او دارد.
خاطرتی از شهید «رضا قندالی»؛

خاطراتی از شوخ طبعی شهید «رضا قندالی»

خاطراتی از شوخ طبعی شهید «رضا قندالی» از زبان دوستان و خانواده‌اش بیان شده است که در کتاب سیره شهدای دفاع مقدس می‌خوانیم.
منتخبی از کتاب خاطرات شهدا؛

پس این حوری‌های بهشتی کجایند؟

خاطره‌ای از شهید «سیّد هاشم آراسته» نقل شده است که از روزی که رزمندگان روبروی تانک‌های عراقی قرار می‌گیرند و سیّدهاشم تیر می‌خورد حکایت می‌کند.

یکی از دو کپسول را که در منزل داشته به امر خیر اختصاص داده بود

خاطره‌ای از «شهید محمود خضرایی» در کتاب سیره شهدای دفاع مقدس، بیان شده که حس هم‌نوعدوستی این شهید را حکایت می‌کند.

دو خاطره از شوخ‌ طبعی‌های «شهید مهدی باکری»

در کتاب «سیره شهدای دفاع مقدس؛ نشاط و شوخ طبعی»، خاطراتی از حس شوخ طبعی شهدا آمده است.

نشست دانش افزایی در معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید برگزار شد

نشست از سلسله نشست‌های دانش افزایی با حضور دکتر رضا مومنین معاون اسبق پژوهش بنیاد شهید، برگزار شد.

بهار آیین

افق از بوی تنت یکسره عطر آگیین است / لاله از خون رجز خوانی تو رنگین است

ایل ستاره

با ایل ستاره همصدایم بکنید / در بستر خورشید رهایم بکنید

کوچه ی ما

مثل باران پرندگانی بهاری / ناگهان می آیید

پلاک

سه واژه آدرس و خانه ای بدون پلاک / دچار می شود از نو به آزمون پلاک
طراحی و تولید: ایران سامانه