برای موفقیت در یک عملیات باید همه نیروها به اهدافشان دست پیدا کنند. متأسفانه در جریان کربلای 4 عبور رزمندگان از جناح چپ و راست حاصل نشد و نیروها نتوانستند خودشان را به جناحین برسانند، چون جناح چپ و راست در اختیار نیروهای عراقیها بود، هر لحظه میتوانستند گازانبری حرکت کنند و نیروهای ما را قیچی کنند
آن روزها نه سنم به اعزام می خورد نه قد و هيکلم. توی شلوغی وازدحام جمعيت از فرصت استفاده کردم وبه صورت مخفيانه چهار تا آجر بردم داخل وگذاشتم جلوی ﻣيز ثبت نام در يک لحظه تا آن بنده خدا سرش را چرخاند روی آجرها ايستادم ومدارک ﻻزم را انداختم روی ﻣيز.
باز خدا پدر ابوحامد را بیامرزد که به خاطر خاطرخواهی مادرم هم شده خبر را از ژاندارمری راست آورد گذاشت کف دستم، که تا فرصت داری فرار کن یوسف جان که اگر بگیرندت من جواب مادرت را چگونه بدهم مادرت مگر طاقت چقدر غصه را دارد توی این سن و سال
بهار بود و سالي جديد آغاز شده بود و خانواده ياسيني منتظر تولد فرزندي بودند كه خداوند او را در تاريخ 15 فروردين ماه 1330 به آنها بخشيد. نام او را «سيدعلي رضا» گذاشتند.
لشکر 7 که درگیر شد حتی نیروهایش از اروند هم ورود کردند ولی تعدادی از نیروها به خاطر وضعیت زمین شهید و اسیر شدند. لشکر 7 ولیعصر (عج) از باب توانمندی امنیتی عبور را بهدرستی انجام داد ولی همین عبور یک تله بود و آنها به جبههشان شکم داده بودند تا نیروهای واردشونده درون یک حلقه محاصره بیفتند