نوید شاهد - صفحه 1844

نوید شاهد

خاطره‌ای از یک دبیر شهید/چهره‌اش قابل شناسایی نبود

صمد عبداله‌زاده دوست شهيد حسين متذكر خاطره‌ای از سال 62، تعریف می‌کند که چهرة شهيد بزرگوار چنان با خاك و غبار و خاكستر پوشیده شده بود که قابل شناسایی نبود.

سرداران شهید از سوسنگرد تا سوریه

جبهه سوسنگرد در دوران دفاع مقدس رزمندگانی را به خود دید که سال‌ها بعد به واسطه تجاربی که در صحنه نبرد با رژیم بعث کسب کرده بودند فرماندهی جبهه مقاومت را در عراق و سوریه به دست گرفتند.

نامه حضرت آقا برای آزادسازی سوسنگرد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پس از اطلاع از دستور بنی‌صدر، در نامه‌ای خطاب به فرمانده آن لشکر (سرهنگ قاسمی) دستور دادند که طبق تصمیم قبلی، تیپ ۲ در عملیاتی که منجر به آزادسازی سوسنگرد شد، به موقع وارد شود.
گفت‌وگو با خواهر برادران شهید حجت‌الله و اکبر صابری

زیاد به جبهه می‌رفتند و کم به مرخصی می‌آمدند

اکبر هنگامی که عضو سپاه شد ماهی 2 هزار و 500 تومان حقوق می‌گرفت که خمس آن را می‌داد و بقیه پولش را آذوقه می‌گرفت و بین بچه‌های فقیری که در پل بهشتی در کنار جاده قم در چادر زندگی می‌کردند پخش می‌کرد

روایت سرداری که پدر فاطمیون شد+زندگینامه

شهید«سیدحسین حسینی» معروف به سید، از دوستان و همرزمان قدیمی ابوحامد در سپاهیان محمد رسول الله(ص) بود که در جریان دفاع از حرم جزو اولین نیروها و گروه ۲۲ نفره‌ای بود که به همراه ابوحامد به سوریه رفتند.
روز قبل از شهادت گفت: فردا شش صبح شهید میشوم

گفتگوی صمیمانه نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید رمضانعلی خراسانی

روزی که به شهادت رسید حاج رجب پریمی اومد خونه ی ما . دیدم داره گریه میکنه وازمسجد میاد. گفتم ، چرا گریه میکنی ؟ گفت ، حاجی ما باهم رفتیم و حالا اون شهید شده ومن تنها موندم . پسرم تو عملیات محرم شهید شد . ایشون تعریف میکرد ، همون روزی که شهید شده روز قبلش گفته بوده که فردا شش صبح شهید میشم .
نگاهی به روند آزادسازی سوسنگرد در ۲۶ آبان ۱۳۵۹ در گفت‌وگویی با دکتر کاظم پدیدار از رزمندگان حاضر در شهر

آزادی سوسنگرد فتح‌الفتوحی برای عملیات بزرگ بعدی بود

اولین نانوایی فعال در جنگ را بچه‌های کازرون آنجا ایجاد کردند. نانوایی که نان داغ درست می‌کرد و در شبانه‌روز ۵ هزار نان درست می‌کردیم و تحویل خط مقدم می‌دادیم. نیرو‌ها می‌گفتند سوسنگرد شهر دوم کازرونی‌هاست. در خانه‌ها خاطرات بسیار خوبی داشتیم و در این خانه‌ها مستقر شده بودیم
حماسه سازی سوسنگرد

مروری بر حماسه سوسنگرد

مروری بر حماسه سوسنگرد در روز 26 آبان ماه سال 1359
«شهید مجید حجتی»؛

یاد و خاطره‌ای از شهیدی که در حین تهیه گزارش خبری به شهادت رسید

«ناصر خسروي نيک» دوست و همسنگر شهید حجتی، در خاطره‌ای یاد دوست را گرامی می‌دارد و از اتفاقات روزی تعریف می‌کند که انفجار رخ داد و دوستانش به شهادت رسیدند.
خاطره دوستان از فرمانده سپاه پاسداران نقده؛

خیانت‌های بنی‌صدر را از ابتدا پیش‌بینی کرده بود

شهید «رجبعلی علمی نیک»، فرمانده سپاه پاسداران نقده بود که به دلیل بینش عمیق سیاسی خود، تحلیل بسیار درستی از شخصیت‌های سیاسی ارائه می‌داد که در کمتر کسی چنین بینش عمیقی پیدا می‌شد.
با علمداران ایثار/حسینیه شهیدان «سید نظام جلالی و شهید محسن عابدینی» استان مرکزی/8

حسینیه شهدا به مثابه یک قرارگاه فرهنگی

«سیدرضا جلالی»، متولی حسینیه شهدای شهرستان دلیجان، درباره فعالیت‌های فرهنگی این حسینیه گفت: هرسال ثبت‌نام جوانان شهرستان دلیجان برای پیاده‌روی اربعین در این حسینیه انجام می‌شود. همچنین قرارگاهی به نام امام حسن (ع) به همت این حسینیه برپا شده که در امور خیریه فعال است. این قرارگاه اقدام به تامین جهیزیه برای خانواده‌های محروم و سایر خدمات می‌کند.

زندگینامه شهید علی اکبر اصغری+تصاویر

دوران ابتدايى را در دبستان عَلَم و دوران راهنمايى را در مدرسه‏ ى ابومسلم گذراند. تحصيلات متوسّطه را در سال 1353 در دبيرستان ابن يمين آغاز نمود و پس از يك سال به دبيرستان فردوسى رفت و از جمله شاگردان ممتاز آن‏جا به شمار مى‏ رفت.
وصیت نامه شهید "مهدی امینیان"

«شهادت» آرزوي قلبی شهید امینیان

شهید مهدی امینیان می نویسد: پدرم، وقتی که خبر شهادت مرا شنیدي، از شما میخواهم که در مرگ من گریه نکنی، چون شهادت آرزوي قلبی من بود و فقط دعا کن که خون فرزندت مورد قبول دربار پروردگار قرار بگیرد.

ما را مدافعان حرم آفریده اند

«زندگیمان را می کردیم، سر زمین بیل می زدیم، شوروی که آمد مملکت مان را گرفت، بلند شدیم یک تکه نان پر لباس افغانی بستیم و رفتیم در کوه و کمر با روس ها جنگیدیم. روس ها را بیرون کرده و نکرده خبر آمد که در ایران جنگ شده...
همسر جانباز سیدحسین آملی در گفت‌وگویی از تلخی و شیرینی‌های زندگی با یک جانباز قطع نخاع می‌گوید

زیبایی‌های زندگی مشترک ما قابل وصف نیست

ما باید همیشه کنار هم باشیم و نمی‌توانیم لحظه‌ای از هم جدا شویم. یا من باید خانه باشم یا ایشان باید همراهم باشد. ماشین‌مان را طوری طراحی کرده‌ایم که آقای آملی بتواند داخلش قرار بگیرد.
بُرشی از کتاب «سیره شهید رجایی» قسمت هفتم/

رجایی؛ آینه سادگی‌ها/سادگی در تردد و رفت‌وآمد

غلامعلی رجایی در کتاب «سیره شهید رجایی» در قالب خاطراتی از زبان اعضای خانواده، همکاران و آشنایان شهید رجایی، به شیوه ساده‌زیستی و منش و شخصیت این دولتمرد شهید پرداخته است.
طراحی و تولید: ایران سامانه