نوید شاهد - صفحه 1613

آخرین اخبار:
نوید شاهد

و باد مي آيد و هي خاكسترش را...

باد از كنارم رد شد و خاكسترم ريخت، يك چندم من،از تمام پيكرم ريخت/ دنبال نيم ديگرم مي گشتم، اما، آن اتفاق افتاد و نيم ديگرم،ريخت

هيچ كس،مثل تو...

هيچ كس،مثل تو اي خوب مرا ناز نكرد /در شب تيره ي من، پنجره اي باز نكرد/ هيچ كس،شعر مرا،تا نفس باد نبرد

همراه نسيم آمدوتا خلوت گل رفت...

يك سلسله داغ دل وتكرار شدنها، روييدن و باليدن و بسيار شدنها/ بر تاول ديرينه ي اين زخمنمك سود، مرهم نفشانيم، ز تيمار شدنها

هزار منحني درد و عشق و تنهايي...

چنان هسير خزان، برگ و بار قلبش بود،كه عضو عضو تنش، بي قرار قلبش بود/ عجيب بود كه بعد از گذشت اين همه سال، هنوز ماهي عقلش، دچار قلبش بود
سوختگان وصال، نكوداشت جانبازان شيميايي

جرتان با خداي درياها

آي،اي ميوه هاي باغ بزرگ! گر چه پيشيته ي شما كالي است/ همه تان را رسيده مي بينم، خنده هاتان،عجيب امسالي است
سوختگان وصال، نكوداشت جانبازان شيميايي

نفس هاي زخمي...

اي پر كشيدنت، گذر از درد و داغ ها، دارد هنوز عطر تو را، كوچه باغها/ اينك به يمن نام تو در بزم قدسيان، خالي شوند و بار دگرپر، اياغها

نشسته در آتش!

ايستاده مي ميرند، در تب پريشاني/ عاشقان"يا زهرا" عاشقان ايماني

نسخه هايش دروغ مي گويند، من كه مي گويم او جنون دارد

نسخه هايش دروغ مي گويند، من كه مي گويم او، جنون دارد/ من كه باور نمي كنم خورشيد، سرطاني به رنگ خون دارد

زندگینامه شهید حسن قربانی نسبی

حسن قرباني نسبي، ششمين فرزند رضا قرباني و معصومه ترابي ، در يكم دي ماه سال 1342 در روستاي سين برخوار به دنيا آمد. فرهنگ ديني حاكم بر خانواده سبب گشت تا او را حسن نام نهند . پدرش براي تأمين معاش زندگي به كشاورزي مي پرداخت. حسن فعال و پر جنب وجوش بود و اكثر اوقات بيرون از منزل پدر را ياري مي نمود.

زندگینامه شهید عبدالرسول کار خیران

عبدالرسول كارخيران، پنجمين فرزند مرتضي و بتول آغا عقيلي، در اول فروردين ماه سال 1344 متولد شد. وي در سال 1351 تحصيل خود را در مدرسه اسلامي آغاز نمود و تا سطح سيكل به پايان رسانيد. سپس پدرش را در كسب معاش زندگي مساعدت كرد.

نماز اول وقت

اواسط دهه هفتاد بود. در ستاد تفحص مهران در غرب کشور فعالیت داشتیم. عصر بود که یکی از رفقای قدیمی تماس گرفت. او اهل همدان بود. اما از کرمانشاه زنگ می زد. نماز مغرب را خواندیم. شام را هم خوردیم اما از دوست ما خبری نشد. ناراحت بودیم. جاده های مرزی در طول شب رفت و آمد کمتری داشت. نکند در جاده بلایی بر سرشان آمده. اواخر شب با خستگی زیاد و نگرانی خوابیدیم. هنوز چشمان ما گرم نشده بود. یکدفعه با فریاد یکی از بچه ها از جا پریدیم!

روی عقیق نوشته بود: «به یاد شهدای گمنام»

روزهای آخر سال 79 و سال امام علی (ع) بود. در منطقه عملیاتی رمضان مشغول جستجو بودیم. اما مدتی بود که شهدا خود را نشان نمی دادند. صبح با بچه ها مشغول خواندن زیارت عاشورا شدیم. به یاد امیرالمؤمنین (ع) و به یاد مدینه مشغول خواندن روضه شدم. بعد از پایان روضه به سوی منطقه حرکت کردیم.

سیزده مؤذن

آخرین روزهای سال 72 بود. بچه های تفحص همه به دنبال پیکرهای مطهر شهدا بودند. مدتی بود که در منطقه خیبر(طلائیه) به عنوان خادم الشهداء انتخاب شدیم. با دل و جان به دنبال پار های دل این ملت بودیم. سکوت سراسر طلائیه و جزایر را گرفته بود. سکوتی که روح را دگرگون می کرد.

فدایی

گاهی مواقع با پیکر شهید گمنامی برخورد می کردیم که خود را فدایی دیگر دوستانش کرده بود. به طور مثال یکی از شهدا در تاریکی شب که نیروها جلو می رفتند متوجه انفجار مین منور می شود! انفجار این مین یعنی شلیک منور و لو رفتن عملیات! این شهید خودش را به روی مین انداخته بود. حرارت ایجاد شده تمام بدن او را سوخته بود.

مجید پازوکی قمقمه آب را برداشت و روی صورت شهدا ریخت

نام شهید مجید پازوکی برای بچه های تفحص نام آشنایی است. او یکی از بسیجیان غریب و گمنام هشت سال دفاع مقدس بود. بعد از پایان جنگ نیز راهی مناطق عملیاتی ش و تا پای جان به دنبال پیکر مطهر شهدا بود.

مجید پازوکی نامی آشنا برای بچه های تفحص

نام شهید مجید پازوکی برای بچه های تفحص نام آشنایی است. او یکی از بسیجیان غریب و گمنام هشت سال دفاع مقدس بود. بعد از پایان جنگ نیز راهی مناطق عملیاتی شد و تا پای جان به دنبال پیکر مطهر شهدا بود.
بررسی الگوی مدیریت فرماندهان شهید

اگر امروز باکری و سلیمانی بودند...

رئیس بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی: اگر امروز باکری و سلیمانی بودند، برای تأمین سلامت مردم مبارزه می‌کردند.

انتشار بعد از 35 سال/ روایت منتشرنشده از ساعات قبل از شهادت باکری

روایت منتشرنشده حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را از ساعات قبل از شهادت شهید باکری و مکالمه بی‌سیم او با شهید کاظمی ببینید.
به منظور پیشگیری از شیوع کرونا انجام شد:

ارسال بسته‌های بهداشتی به سردشت و حمایت از جانبازان شیمیایی

رئیس سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر گفت: به‌منظور حمایت از جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی در شهرستان سردشت و پیشگیری از آسیب اهالی منطقه از ویروس کرونا، چهار هزار بسته بهداشتی به این منطقه ارسال شده و این روند حمایتی تا قطع زنجیره انتقال ویروس ادامه می‌یابد.

جمعیت جانبازان: پرستار 25 ساله گیلانی از رویش‌های نسل سوم انقلاب است

جمعیت جانبازان تاکید کرد که مشاهده فداکاری شهید نرجس خانعلی‌زاده پرستار ۲۵ ساله گیلانی تکلیف را برای رئیس‌جمهور برای حضور در خط مقدم مبارزه با کرونا، سنگین‌تر می‌کند.
طراحی و تولید: ایران سامانه