نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

مزه شهادت!

مزه شهادت!

دختر شهید "غلامرضا میرزاآقایی" می گوید: « وقتی پدرم از شهدا می گفت: من پرسیدم: بابا شهادت چه مزه‌ای دارد؟ پدرم بلند شد به آشپزخانه رفت و با مشتی نُقل برگشت و به طرف من و خواهرم گرفت، ما هم برداشتیم و خوردیم.»
سوغاتی جبهه!

سوغاتی جبهه!

دختر شهید "غلامرضا میرزاآقایی" می گوید: «. پدر هر وقت از جبهه می آمد برایمان هدیه می خرید و می گفت: سوغاتی جبهه است. از از نظر من و خواهرم جبهه جای خیلی خوبی بود که قلک و حلوا شکری و ... داشت. گاهی هم وقتی به پدرم فکر می کردیم یاد سوغاتی دلشان را آب می کرد.»
قول و قرار شهادت

قول و قرار شهادت

همرزم شهید "غلامرضا میرزا آقایی" می گوید: «قول و قرار گذاشتیم هر کسی شهید شد شفیع دیگری شود و در آخر در بمباران هواپیمایی دشمن در اروندرود به شهادت رسید.»
مبارز انقلابی: مسجدی که جنب شهربانی ساواک بود!

مبارز انقلابی: مسجدی که جنب شهربانی ساواک بود!

احمدرضا نجفی یکی از مبارزان انقلابی می گوید: «مسجد در اوایل خیابان ۲۴ متری شهرری بود که در آن روز در جنب مسجد امیرالمونین ساواک قرار داشت که بطور طبیعی این مسجد دائم مورد توجه آن ها بود اما مسجد امیرالمونین یک پارچه جوش و خروش بود.»
بهشت با

بهشت با "شهدا"

از شهید "محمدجعفر امیرعبدالهیان" روایت شده است که به مادرش می گوید: «شهدا روز قیامت مانند فرشتگان بر سر پدر و مادر خود سایه مى افکنند و آنها را با خود به بهشت مى برند.»
بدرقه مادر

بدرقه مادر

شهید"رضا بهرامی" در وصف مادرش نوشت: «مادر؛ در این ‌سوی بی‌خوابی، من هر شب پر نورترین ستاره را تو می بینم. شنیده‌ام کوله‌بار دوران کودکی مرا سنگ صبور خویش کرده‌ای.»