نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

آرشیو کامل
فرهنگی و اجتماعی
زینب وار به لقاالله رسید
روح بلند حاجیه خانم فاطمه(خدیجه) اردستانی مادر گرامی سردار شهید «مصطفی زواره» و خواهر شهید «احمد ازدستانی» از بخش ورامین به روح شهیدانش پیوست.
«آبی تر از آسمانی» نگاهی به زندگی شهید آزاده «حسن حسین زاده موحد»
کتاب «آبی تر از آسمان»، مجموعه‌ای از روزهای مجاهد، آزاده ی شهید حسن حسین زاده موحد است. وی در این کتاب با بیان خاطرات تلخ و شیرین شهید، در نابرابری شرایط به اسارت نیروهای عراقی درآمد و سال ها با مقاومت و ایستادگی در غربت را به تصویر کشیده است.
آرشیو
من هر زمان که فرزندان شهدا را می بینم احساس شرمندگی می کنم

من هر زمان که فرزندان شهدا را می بینم احساس شرمندگی می کنم

مادرجان برای من اشک مریز چرا که پسرت به خانه نو رفته به مهمانی خدا رفته وقتی که به بهشت زهرا می روم و می بینم که تمام رفقایم زیر خاک خوابیده اند شرمنده ام که من اینجا هستم، من هر وقت که دو فرزند شهید ناصر پرتو لاله را می بینم خیلی احساس شرمندگی می کنم.
اندازه یک پلک زدن هم خدا را  فراموش نکنید

اندازه یک پلک زدن هم خدا را فراموش نکنید

«شهید حسن حسن زاده» در وصیت نامه اش می نگارد؛ زندگی در پول و خودخواهی خلاصه نشده است خودخواهی را باید از ریشه در وجودتان نابود کنید و پولی را که دارید در راه خدا استفاده کنید کاری که انجام میدهید هر چند در نظر کوچک و بی ارزش بشمار آید برای رضای او انجام دهید.

خاطرات خود نوشت شهید «امیر سوسهابی»/ قسمت سوم

امروز چهارشنبه شانزدهم دی ماه 66 صبح ساعت شش از مقر آمدیم به طرف سنگر استراحت و من خوابیدم تا ساعت هشت و سی دقیقه صبح و الان هم می خواهم اسلحه خود را پاک کنم و بعد آماده شوم برای نگهبانی که خوراکمان است.
ملاقات در غسالخانه!

ملاقات در غسالخانه!

من جنازه دو پسرم حاج علی اصغر و عباس اکبری را که به دست حزب کومله شکنجه شده و به شهادت رسیده بودند، خود غسل دادم و کفن کردم و جنازه پسر دیگرم محمود اکبری را که منافقین در عملیات مرصاد سوزانده بودند را خودم شناسایی کردم.

نگاهی به زندگی شهیدِ بی نشان «خسرو صادقی»

بعد از طی کردن مدت دو سال خدمت مقدس سربازی بدلیل شرایط جنگ و حساسیت آن زمان و فرمانی از سوی فرماندهی کل قوا از نیروهایی که مدت سربازیشان به پایان رسیده فراخوان کردند که بصورت داوطلبانه چند ماهی در جبهه به دفاع از میهن اسلامی بپردازند.
مروری بر زندگی سه برادر شهید از شهر ری

مروری بر زندگی سه برادر شهید از شهر ری

شهيدان علی اصغر و عباس به دست ضدانقلاب به شهادت رسیدند و شهید محمود با شروع جنگ تحميلی بعنوان فرمانده سردشت در منطقه سردشت حضور داشت و در عملياتهای آزادسازی خرمشهر حضورش مستمر و شجاعانه بود.
مردی که سودای پیروزی در سر داشت

مردی که سودای پیروزی در سر داشت

قبل از انقلاب که مدرسه سپهسالار حکومت نظامی بود علی بچه ها را تحریک و سر و صدا راه می انداخت یکبار از سر پشت بام مدرسه غروب بوده که افسر نگهبان سرکشی به نیروهایش داشته از بالای بام آب جوش که قبلا تهیه کرده بودند علی روی سر افسر نگهبان و همراهش می ریزد و آنها را مجروح و روانه بیمارستان می کند.