نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

آرشیو کامل
فرهنگی و اجتماعی
جانباز 70 درصد «حاج میر سلامت گنجی» آسمانی شد
جانباز 70 درصد «حاج میر سلامت گنجی» پس از سی و دو سال تحمل رنج جانبازی دعوت حق را لبیک گفته و به یاران شهیدش پیوست. پیکر مطهر این جانباز شهید طی مراسمی با حضور خیل عاشقان و دلدادگان ولایت و شهادت در روز سه شنبه یست و هفتم شهریور در اسلامشهر تشییع و در گلزار شهدای امامزاده عقیل اسلامشهر به خاک سپرده شد. این جانباز گرانقدر در تاریخ چهارم تیر 65 در عملیات والفجر هشت در منطقه عملیاتی فاو بر اثر اصابت ترکش قطع نخاع و به افتخار به درجه جانبازی نائل شد.
یادواره شهدای روستای «قشلاق جیتو»
یادواره شهدای روستای «قشلاق جیتو» با سخنرانی سرگرد شهیری فرمانده سپاه پانزده خرداد ورامین و مداحل اهل بیت «کربلایی محسن علیزاده» در روز سه شنیه سوم مهر ماه 97 ساعت نوزده عصر در مسجد حضرت فاطمه زهرا(س) میزبان مردم شهید پرور شهرستان تابعه می باشد.
عکس/  مسابقات کاراته کشوری با یادبود 520 شهید و شهدای مدافع حرم «رباط کریم»
به مناسبت ایام محرم یابود پانصد و بیست شهید و شهدای مدافع حرم مسابقات کاراته کشوری در روز بیست و سوم شهریور97 ساعت نه صبح همراه با قرئت قرآن، پیام شهید و شهادت، گزیده ای از وصیت نامه شهدا و سرود جمهوری اسلامی و سخنرانی نماینده مجلس در شهرستان سالن ورزشی شهدای دانشگاه آزاد اسلامی پرند با جوی آکنده از معنویت برگزار گردید.
پیکر شهید عزیزالله محمدی در قطعه 50 بهشت زهرا (س) آرام گرفت
همزمان با ایام عزاداری شهادت حضرت ابا عبدالله(ع) نشان از پیوستگی راه شهادت و راه ایثارگری امام حسین علیه السلام و شهدای 8 سال دفاع مقدس دانست و گفت: شهید عزیز اله محمدی در سال 1343 در کرمانشاه متولد شد و در سن 21 سالگی در عملیات والفجر مقدماتی در فکه به شهادت رسید. پیکر این شهید گرانقدر با حضور مردم ولات مدار و قدرشناس باقر شهر تشییع و در قطعه 50 بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.
آرشیو

جبهه مدسه خود شناسی است

ای عزیزان من تا زمانی که به جبهه های نبرد حق علیه باطل نیامده بودم رزمندگان اسلام و این عزیزانی که جان خود را در کف اخلاص گذاشته اند و به جبهه های جنگ آمده اند را درک نمی کردم و من در اینجا (جبهه) درسهایی آموختم که هرگز در طی این مدتی که تحصیل می کردم نیاموخته بودم.
همواره راه انقلاب که امتدا راه توحید است در پیش بگیرید

همواره راه انقلاب که امتدا راه توحید است در پیش بگیرید

توصیه ی من به شما فرزندان عزیزم این است که دست از دامان انقلاب نکشید چرا که دامان توحید است. و به شما توصیه می کنم که با درس خواندن می توانید مشت محکم به دهان ابرقدرتها بزنید و همواره می توانیددرعرصه ی پیکار توحید مانند مشعل فروزان روشنی بخش و باعث گرمی محیط اطراف خود باشید .
مناجات شهیدانه...

مناجات شهیدانه...

خداوندا ترا شکر و سپاس می گوئیم که به ما لطف کردی و اینچنین رهبری بیدار و آگاه دور اندیش عطا کردی که ما را راهنما به سوی تو از منجلاب فساد گناه گردید . خداوندا از تو عاجزانه می خواهم که به حق مقربین درگاهت از گناهانم درگذری و به من توفیق رزم و جهاد در راه خودت را عطا بفرمایی و توفیق شهادت در راهت را نصیبم گردانی . آمین

رد پای شکنجه های رژیم بعثی!

هشت سال بعد ، وقتی آزادگان به میهن اسلامی بازگشتند ؛ مصطفی نیز جزو اسرای آزاد شده بود . او با چهره ای تکیده و اندام لاغر خود ، رد پای شکنجه های رژیم بعثی را به وضوح نشان می داد . او در اسارت آن قدر شکنجه شده بود که نای راه رفتن و پیاده شدن از اتوبوس را نداشت . از دیدن خانواده به وجد آمده بود ؛ اما نمی توانست جای زخمایش را به خانواده نشان دهد . نمی توانست درباره رویدادهای تلخ اسارت بگوید . مصطفی خود را خوشحال و شاد نشان می داد ؛ تا این که یک روز همه متوجه زخم های عمیق سید شدند .
سلام به ارباش کرد و شهادتین را خواند

سلام به ارباش کرد و شهادتین را خواند

در عملیات کربلای پنج، در بحبوحه عملیات، من زودتر از جعفر برای آوردن مهمات به عقبه تیپ رفته بودم. نزدیک ظهر جعفر هم آمد. هنوز تعداد زیادی از سنگر دور نشده بود که صدای خمپاره شنیده شد و چند نفری که در سنگر بودیم، دویدیم بیرون دیدم ترکش خمپاره سر جعفر را برده بود و جعفر غرق در خون بود. آمدیم بالای سرش چشمش نیمه باز بود. در حال گفتن شهادتین بود. و در آخر هم سلامی به اربابش ابی عبدالله داد و جان به جان آفرین تسلیم شد.

زندگی نامه «شهید عملیات بیت المقدس»

شهید علیرضا حسن در بیست و چهارم فروردين سال 1345 در خانواده ای متوسط و مذهبی در ورامين ديده به جهان گشود . پدرش از طريق کارگری مخارج خانواده را تامين مي کرد وی تا کلاس دوم راهنمائی درس خواند و قبل از انقلاب فعاليت به صورت شرکت در تظاهرات و راهپيمائی ها و شعار دادن عليه شاه و خاندانش و امريکای جنايتکار بود.
روایتی مادرانی از زندگی شهید «جعفر زارع پور»

روایتی مادرانی از زندگی شهید «جعفر زارع پور»

پسرم نوزده سالش بود که به جبهه رفت ایشان بعد از تمام کردن دوره ی راهنمایی بعد از ورود به دوره ی دبیرستان از طریق بسیج دولت آباد اعزام شدند البته با رضایت خانواده بسیار پسر دلسوز و مهربان بودند . در ابتدا که اعزام شده بودند به جبهه فکه رفتند در لشگر قدر بعد از چهار یا پنج ماه به یک مرخصی آمدند شب ها در یک گوشه اتاق به عبادت مشغول می شدند و بسیار گریه می کردند و همیشه به من می گفتند : مادر تو نمی خواهی یک شهید داشته باشی .
نگاهی به زندگی شهید «احمد آقامحمدی»

نگاهی به زندگی شهید «احمد آقامحمدی»

شهید احمد آقا محمدی در دوم تیر سال 1340 در روستای خنجین همدان در یک خانواده کشاورز و متدین بدنیا آمد آنها پنج خواهر و دو برادر بودند . احمد کودک سه ساله ای بود که پدرش بدرود حیات گفت و مادرش به تنهایی سرپرستی آنها را بعهده گرفت .