عبدالله اسماعیل زاده همرزم و دوست شهیدان مدافع حرم، سعید مسافر و جمال رضی، در مورد نحوه شهادتشان، گفت: آنان که جام شهادت را نوشیدند قطعا پیروز شدند و حالا ماییم که خود راه گم کرده و سرگردانیم.
آنان که جام شهادت را نوشیدند قطعا پیروز شدند

به گزارش نویدشاهدگیلان: شهید «جمال رضی» سال ۱۳۸۴ ازدواج کرد و در آذر ۱۳۹۳ که تنها ۲۸ روز از به دنیا آمدن پسر دومش می گذشت، برای اولین بار به سوریه اعزام شد و تمام عید را در سوریه بود.

شهید رضی پس از رشادت‌های فراوان درنبرد با تکفیری‌ها در سوریه بعد از ۵۸ روز سرانجام در ۱۴ فروردین ۱۳۹۵ در سن ۳۵ سالگی به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پس از تشییع باشکوه در رشت و آستانه‌اشرفیه در حرم مطهر شهدای آستانه‌اشرفیه به خاک سپرده شد.

در فرازی از وصیت نامه این شهید خطاب به فرزندانش آمده است: سلام عسل های گلم که با تمام وجود شما دو گل محمدی را دوست دارم و برای شما از خداوند صبر در برابر مشکلات که بعد از من با تمام ناملایمات بر شما خواهد گذشت، طلب می نمایم.

پسرهای گلم به خوبی درس و تلاش در مسیر حق را فراموش نکنید و همیشه مثل کوه پشت مادرتان بایستید و باعث افتخار خانواده و کشور گردید.

و شما را از تبری از دشمنان که رهبر از آن ها نهی کرده توصیه می کنم و همیشه در مسیر اسلام و انقلاب حرکت کنید و یاور رهبری عزیز باشید که راه او راه حسین(ع) است.

در زندگی خمس و زکات را فراموش نکنید که من هر چیزی از این دنیا دارم از خمس و زکات و کمک به دیگران است. خدایا این دو گل محمدی را حفظ کن.

آنان که جام شهادت را نوشیدند قطعا پیروز شدند

عبدالله اسماعیل زاده همرزم و دوست شهیدان مدافع حرم، سعید مسافر و جمال رضی، در مورد نحوه شهادتشان، گفت: بعد از انجام عملیات در یک منطقه از حلب و بازگشت به منطقه شهری، با توجه به تاریکی شب و حجم بالای نیروها، امکان بازگشت دو تن از بچه ها که مجروح شده بودند؛ فراهم نشد.

وی افزود: شهید جمال رضی با اعلام اینکه از مکان آن دو نفر با خبر است، خواهان رفتن، برای آوردن آن دو نفر شد. در نتیجه تصمیم بر این شد که سعید مسافر و جمال رضی با ماشین راهی آن منطقه شوند که در مسیر راه در کمین نیروهای تکفیری گرفتار شدند و به درجه رفیع شهادت نایل آمدند.
 
در نهایت آنان که جام شهادت را نوشیدند قطعا پیروز شدند و حالا ماییم که خود راه گم کرده و سرگردانیم… و با کوله باری از گناه اما رویی شرمنده و چشمانی اشکبار میخوانیم: ای کشتـگان عشـق بـرایــمان دعـا کنیـد، یعنـی نمیشود که ما را هم صـدا کنیـد؟ ایـن دستهـای خستـه و خالی دخیلـتان، درد مـرا هـم بــه حُکـمِ اجابـت دوا کنیـد.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده