در وصیتنامه شهید «فیض الله صفرپور» آمده است: اکنون زمانی فرا رسیده که کفر یکپارچه در مقابل اسلام عزیز جبهه گرفته بر مسلمین و کنون فرض است که به پشتیانی از اسلام برخیزند و طومار کفار را در هم بچینند.
برای دفاع از کشور آماده باشید

به گزارش نویدشاهدگیلان: «شهید صفرپور» سال 1334 در رحیم آباد روستای لیما به دنیا آمد. جوانی وارسته و خود ساخته بود سخت کوشی و بی ریا بودن را در کانون پاک و متعهدی چون خانواده فرا گرفت و دوشادوش آنان در رفع مشکلات کمک می کرد و مددکار بود. در وصیتنامه شهید «فیض الله صفرپور» آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اطعوالله و اطیعه الرسول و اولی الامرکم (قرآن مجید)

از خدا و رسول و ولی امر اطاعت کنید.

اکنون زمانی فرا رسیده که آیات خدا بر دلها نفوذ کرده و زمینه تحقق وعده های الهی فراهم شه، اسلحه را بر دوش بگیریم و به میدانهای نبرد حق علیه باطل بشتابیم که سستی و رکود جز عدم و نیستی نیست.

اکنون زمانی فرا رسیده که کفر یکپارچه در مقابل اسلام عزیز جبهه گرفته بر مسلمین و کنون فرض است که به پشتیانی از اسلام برخیزند و طومار کفار را در هم بچینند.

از روزی که انقلاب اسلامی به رهبری امام بزرگوار خمینی بت شکن تحقق پیدا کرده شاهد چنگ و دندان نشان دادن دشمنان انقلاب اسلامی هستیم و در راس همه صدام صهیونیست برای خوشخدمتی به اربابان خویش پیشتاز شده و برای نابودی انقلاب اسلامی ذخایر مردم مسلمان را مصرف هوسرانی های خویش نموده و هر روز به جنایت هولناک تر دست می زند بر ماست که بپا خیزیم و با این جرثومه فساد که بپای خویش به مهلکه آمده پیکار کنیم.

و هر چه زودتر مردم در کشور ایران و عراق را از شر این جنایتکار نجات دهیم، با توجه به اهمیت حضور در صحنه های جنگ حق علیه باطل من شایسته می دانم که راهی دانشگاه جبهه ها شوم چرا که به امر امام جنگ در اولویت است و ثبات همه کارها به پیروزی جنگ وابسته است و سرنوشت ملت در جبهه تعیین می شود چه بهتر که در تحقق این سرنوشت نیک ما نیز سهمی داشته باشیم، چنانچه سعادت شهادت نصیب من شد پدر و مادر و خواهران و عیال و بچه هایم را خداحافظی می کنم و آنها را به خدا توکل می کنم مسلما در زیر چتر انقلاب آرام و قرار خواهند یافت و از رفتن من زیاد نگران نباشند که مرگ حق است چه بهتر که با شهادت در راه خدا باشد، بچه ها را بعد از بزرگ شدن به مدرسه بفرستید و خوب از آنها سرپرستی کنید و جای خالی من را با محبتهای پدرانه پر کنید، ضمنا لوازم و کتابهایم را از دانشگاه به منزل حمل کنید تا آنجا که خاطرم هست به کسی بدهکار نیستم اگر در زمان حضور حیات بدی کرده ام انشاءالله دوستان و آشنایان مرا خواهند بخشید. والسلام

فیض الله صفرپور لیما ۱۳۶۲

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده