شهید «جانعلی جعفری»
شهید «جانعلی جعفری»: برادر عزیزم من از شهادت باکی ندارم و خود می دانم که سرانجام برای خدا و در راه حفظ مکتب و دین شهید خواهم شد!
در راه حفظ مکتب و دین شهید خواهم شد

به گزارش نویدشاهد گیلان به نقل از برادر شهید «جانعلی جعفری» یک روز ایشان برای دیدن خانواده از قم به لاهیجان آمدند و ما از دیدنشان بسیار خوشحال شدیم. نزدیک اذان مغرب و عشاء بود که طبق معمول برای خواندن نماز جماعت راهی مسجد شدیم. بعد از خواندن نماز متوجه شدم که شهید جانعلی به مسجد نیامده! بسیار برایم سؤال بر انگیز بود.

پس از مراجعه به منزل، ایشان را در آنجا دیدم. به او گفتم: برادرم چرا برای خواندن نماز به مسجد نیامدی؟ از شما بعید است با توجه به آنکه مشغول فراگیری علوم دینی  می باشيد، این فرضیه را سبک بشمارید! سپس برای مزاح گفتم: نکند ایمان شما دچار مشکل شده است؟ شهید در نهایت خونسردی حرفهایم راشنید و بدون آنکه اعتراضی نسبت به پیش داوریم داشته باشد گفت: هنگامی که به شهر لاهیجان آمدم دوستان حزب اللهی مرا دیدند و اظهار نمودند که منافقین در کمین شما هستند و از من خواستند که امروز را بیرون نروم. بدین ترتیب من نیز صلاح دیدم که به مسجد نیایم از گفته های شهید بیشتر تعجب کردم. زیرا با شناختی که از روحیات و عشق وی به شهادت سراغ داشتم، باور نمی کردم که جانعلی  برای حفظ جانش از منزل خارج نشده باشد. سپس از ایشان پرسیدم که آیا شما به خاطر آنکه شهید نشوید به مسجد نیامدید؟ رو به من کرد و با متانت و صلابت خاصی گفت: برادر عزیزم من از شهادت باکی ندارم و خود می دانم که سرانجام برای خدا و در راه حفظ مکتب و دین شهید خواهم شد!

فرازی از وصیت نامه شهید: سلام بر روح بزرگ خمینی که غریبان را بر قرب الهی خوانده و اسلام را از غربت خود نجات داد. آری لبیک گویان او اینک چکمه رزم پوشیده تا بساط بزم را به هم پاشند و دشمنان اسلام را نابود کنند. یاران او در تپش دیدار کربلای حسین (ع) سرود استقامت و مقاومت سر داده تا جان را فدایش کنند، چون خدا خریدار این جانها است اتصال بر این کاروان استواری قدم علی گونه و ایثار حسین (ع ) را می‌خواهد. 

سرانجام این رزمنده دلاور اسلام و انقلاب در تاریخ ششم اسفند ‌ماه 1365، شلمچه عملیات کربلای 5 به درجه عظیم شهادت نائل و همنوا با عرشیان شد.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده