شهدای محرم استان گیلان
شهيد حسن عاشوري در سال 1361در عمليات محرم در کمين مزدوران کومله و دمکرات افتاده و اسير شدند.
شهيد حسن عاشوري پس از اسارت شهید شد
نویدشاهدگیلان: شهيد حسن عاشوري در خانواده اي مذهبي و کشاورز در سال 1342در روستاي بازارده از توابع دهستان لفمجان به دنيا آمد ند ايشان هميشه در کارهاي کشاورزي هم دوش اعضاي خانواده کار مي کرد و در عين حال به تحصيلات  خود ادامه ميداد وي تحصيلات ابتدائي و راهنمايي را در دهستان لفمجان و سپس تحصيلات متوسطه را در شهرستان لاهيجان در رشته حسابداري عبدالرزاق با موفقيت و با رتبه عالي دادند.

ايشان قبل از رسيدن به سن بلوغ به انجام فرايض ديني مثل نماز و روزه بسيار اهميت مي دادند و از دوران راهنمايي يعني قبل از انقلاب جهت بالا بردن  بينش آگاهي با مراکز ديني و مذهبي از جمله حوزه علميه قم ارتباط داشته و ضمن دريافت پاسخ مسايل ديني جزوات و کتابهاي مذهبي را در يافت مي کردند و با مطالعه آنها سعي مي نمودند اعمال و رفتارهاي خود را مطابق شرع مقدس اسلام انجام دهند.

اخلاق و رفتار ايشان طوري بود که الگوي اخلاق در بين خانواده و بستگان مردم و دوستان و همکلاسي هاي خويش بود با پيروزي انقلاب اسلامي ايشان که 15سال سن داشتند فعاليت هاي خود را گسترش داده و عضو انجمن اسلامي محل  عضو انجمن اسلامي مدرسه و عضو پايگاه مقاومت بسيج دهستان لفمجان شده و بيشتر او قات خود را در بسيج سپري نموده و افتخار ميکردند که در لباس مقدس بسيجي و سر باز اسلام و نظام و حضرت امام (ره)هستند و همواره سعي مي کردند که تفکرات ديني و مذهبي و بسيجي خويشرا در سطح جامعه گسترش دهند و به امر معروف و نهي از منکر بسيار اهميت مي دادند.

او در دوران تحصيلات متوسطه به علت تصادف از ناحيه پا دچار شکستگي کامل شده و بعد از بهبودي و بذست آوردن توان جسمي خويش با توجه به اين که سال چهارم متوسطه بودند درس و مدرسه را رها نموده تا به جبهه هاي حق عليه باطل بروند ابتدا دوران آموزشي نظامي خود را در پادگان آموزشي شهيد مدني منجيل گذراند ه و به عنوان آرپي جي زن انتخاب شده و بلافاصله به کردستان و سپس براي مبارزه با دشمنان داخلي و خارجي به منطقه سر دشت اعزام شدند و همزمان با مزدوران بعثي و گروه هاي کومله و دمکرات به مبارزه پرداختند و سر انجام در سال 1361در عمليات محرم در کمين مزدوران کومله و دمکرات افتاده و اسير شدند.

آنها ايشان را در زير بدترين شکنجه  ها قرار داده تا ايشان در زمينه مسايل نظامي اخبار و اطلاعات کسب کنند و از ايشان مي خواستند که نسبت به اسلام و نظام  و رهبر انقلاب حضرت امام خميني (ره)بد گويي کنند ولي ايشان در زير بدترين شکنجه ها جز ذکر حق و کمک از درگاه  ايزد منان و ياد ائمه اطهار و ذکر الله اکبر و خميني رهبر بر زبان جاري نمي کردند.

سر انجام بر اثر ضربات شديد و شکنجه هاي فراوان به آرزوي ديرينه خود رسيدند و در شب عاشوراي سال 1361به خيل عاشورائيان پيوسته و به فيض عظيم شهادت نائل آمدند.

پيکر مبارک ايشان ابتدا در شهرستان لاهيجان و سپس در محل تولدش روستاي بازارده تشييع و در مسجد آقا سيد حسين همان روستا به خاک سپرده شد.

قسمتی از وصیت نامه شهید: برادران و خواهراني که نداي مرا مي شنويد، بي تفاوت نمانيد و حرکت کنيد و اسلام را که مکتب انسان ساز خون و شهادت است ياري کنيد و اين دنباله رو راه حسين(ع) و پيرو مکتب سرخ علي (ع)و اين مسلم ابن عقيل امام حسين(ع) و اين نائب بر حقّ آقا صاحب الزمان (عج) امام خميني(ره) را تنها نگذاريد که در آن هر آئينه رحمت است .نگذاريد که در رحمت خداوند بر شما بسته شود، او را ياري کنيد تا خداوند شما را ياري کند ،بدانيد که چنانچه قرآن مي فرمايد:«الا ان حزب اللّه القالبون بدانيد و آگاه باشيد که حزب خدا پيروز است .»

در پايان پدر و مادر مرا حلال کنيد و برادراني که از من بدي ديدند من را حلال کنيد. در خاتمه از شما مي خواهم که امام (ره)را دعا کنيد و مانند کوفيان نباشيد که مسلم را ياري نکردند و امام حسين(ع) را با آن همه دعوت ياري نکردند.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده