شهدای کارمند استان گیلان
شهيد ابراهيم پور آقا ياري عكسش را به دوستانش داد و ساعتش را هم به آن ها داد و ايشان مورد اصابت تير به ناحيه سر قرار گرفت و به شهادت رسيد.

نویدشاهدگیلان: شهيد ابراهيم پور آقا ياري در يك خانواده متدين به شهرستان بندر انزلي ديده به جهان گشود اين شهيد بزرگوار تا كلاس پنجم ابتدايي بيشتر درس نخواند او عضو فعالي براي جنبش انقلاب بود اين شهيد بسيار زحمتكش و مهربان بود و مي گفت كه دوست دارم فرزندان من راهم را ادامه دهند ايشان در دهلران و پل دختر و همچنين سوسنگرد اهواز خدمت مي كرد.
کارمند چوکا؛ شهيد ابراهيم پور آقا ياري
ايشان در تمام مراسم هاي مذهبي شركت مي كرد حتي در مراسمهاي كه شهيدان را مي آورند حضور داشت او دلسوز مردم بودند و فداكاريهاي زيادي انجام مي داد آخرين باري كه داشت مي رفت و وسايلش را آماده كرد و گفت كه من مي خواهم به جبهه بروم تو راضي هستي ولي او چهره عصبي پيدا كرده بود و مي گفت كه اين دفعه آخر من است و من راضي شدم كه او برود و در سال شصت و شش به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

قبل از شهادتش خواب ديدم كه او به خانه آمد و مرا صدا كرد گفت آمدم تو را بچه ها را ببينم و بروم كه در اين هنگام بيدار شدم و بسيار نگران شدم او در ماهوت عراق شهيد شد شبي كه مي خواست شهيد شود به همه بچه ها كمك كرد و براي رزمندگان كه جلو بودند غذا برد و مي گفت كه امشب شب بزرگي است از همه خداحافظي كرد عكسش را به دوستانش داد و ساعتش را هم به آن ها داد و ايشان مورد اصابت تير به ناحيه سر قرار گرفت و به شهادت رسيد.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده