شهيد علي صیاد رودکار:
شهيد علي صیاد رودکار در سال 1358 عده‌اي از ضد انقلابیون به مقر سپاه حمله نمودند و درگيري خونين مهرماه انزلي به شهادت رسيد.
شهید «صیاد» توسط منافقین در بندر انزلی به شهادت رسید

به گزارش نویدشاهدگیلان؛ شهيد علي صیاد رودکار در سال 1335 در غازیان بندر انزلي در ميان خانواده‌ای مسلمان و مؤمن اما فقير به دنیا آمد.

او از همان کودکي شروع به تعليم ديدن قرآن و ساير دستورات اسلام نمود در جلسات خصوصي تعليم قرآن شرکت مي‌کرد و خواندن قرآن را با صوتي زيبا آموخت بطوريکه هر زمان صحبت از شهيد مي‌شود به یاد صوت دل‌نشین قرآنش مي‌افتند. شهید پس از پايان دوران تحصيل مشغول بکارشد.

شهید «صیاد» توسط منافقین در بندر انزلی به شهادت رسید

پيش از شروع انقلاب به نداي رهبر انقلاب لبيک گفته بود و مبارزه خود را با رژيم سابق شروع نموده بود. با شروع انقلاب از اولين کساني بود که وارد صحنه درگیری‌های انقلاب شد و نقش بسيار بزرگي در بيداري افکار شهر داشت. اخلاقش بسيار پسنديده و مطابق با موازين شرع اسلامي بود. پس‌ازآنکه انقلاب پيروز شد با عده‌اي از برادران ديگر مسلمان خود اقدام به تأسیس مکاني به نام کانون ارشاد اسلامي کردند. جوانان را دور خودشان جمع نمودند و به آن‌ها آموزش‌های اسلامي ياد مي‌دادند.

شهید «صیاد» توسط منافقین در بندر انزلی به شهادت رسید

شهيد در اين مکان براي جوانان رده‌های مختلف قرآن و سرود برقرار مي‌کرد و شب و روز براي به ثمر رسيدن انقلاب فعاليت مي‌کرد با تشکيل سپاه در بندر انزلي وارد سپاه شد و زحمات زيادي کشيد تا سپاه در انزلي شروع به فعاليت نمود به‌عنوان مسئول آموزش در سپاه به خدمت مشغول بود مخالف شديد ضد انقلابيون بود و در همه حال در حال مبارزه با آن‌ها بود و هميشه با آنان درگيري داشت. روح بزرگش گنجايش همه مسائل و مشکلات را داشت و با بردباري آن‌ها را برطرف مي‌کرد.

در سال 1358 عده‌اي از ضد انقلابیون به مقر سپاه حمله نمودند و درگيري خونين مهرماه انزلي در تاریخ 24 مهر 1358 به شهادت رسيد.

شهید «صیاد» توسط منافقین در بندر انزلی به شهادت رسید

صحبت‌های همکارش: علی ارتباط نزدیکی با خداوند سبحان داشت و حتی قبل از شهادت، ساعت‌های زیادی مشغول تلاوت قرآن مجید بود و وقتی به وی گفتم علی آقا چقدر قرآن تلاوت می‌کنی، بیا کمی هم بخواب و استراحت کن. در جواب گفت: فردا شب مهمان خدا هستم، پس بگذار این شب آخر را با تلاوت قرآن مجید به صبح برسانم و به‌حق این‌چنین شد. چون درشدت درگیری شدید آن روز نتوانست نمازش را اول وقت اقامه نماید و در همان زمان نیز مورد اصابت تیر قرار گرفت و درحالی‌که ارجعی الی ربک پروردگار راضی می‌شد، با صدایی آرام و گرفته به دوستش تأکید می‌کند به پدرم بگوئید نماز امروز ظهر را برایم به‌جا آورد.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده