شهيد محرمعلي قدمي در لشکر 88 زاهدان افتادند و پس از 43 روز خدمت در جبهه در منطقه سومار به فوز عظيم شهادت و به هدف مقدس خويش نائل آمد.
خلاصه اي از زندگينامه شهيد محرمعلي قدمي
به گزارش نویدشاهدگیلان؛ محرمعلي قدمي رزداري در نوزدهم ماه خرداد سال 1347 در روستاي رزدار خوشابر ديده به جهان گشود، چون اکثريت خانواده هاي روستائي اعتقا عميقي به اسلام و سنت پيامبر دارند خانواده او نيز همچون خانواده هاي ديگر به خاطر ريشه عميق ديني که دارند نام او را محرمعلي نهادند چون در ماه محرم تولد يا فته بوده او در سن 7 سالگي وارد مدرسه شد و تا کلاس چهارم ابتدائي را در روستا ي خود، با مشکلاتن  فراواني مثل دوري و نامساعد بودن راه و فقدان معلم با تجربه درس خواند. بعد از کلاس چهارم ديگر به مدرسه نرفت علت آن هم نبودن مدرسه پنجم ابتدايي و دسترسي نداشت به امکانات تحصيلي و مشکلات ديگر خانوادگي بود، او بعد از ترک تحصيل کردن پدر پير خود را در کارهاي کشاورزي کمک فراوان مي کرد و سن 15 سالگي تا هنگام سربازي تابستان و پائيز با بچه هاي محل به سر کار مي رفتند و  کارگر کار مي کردند.

او حسن نيتي که داشت با همه افراد خصوصاً دوستان و همسن و سالهاي خود مثل برادر دلسوز و دوست مهربان رفتار مي کرد و در قلب همه آنها جاي داشت. خبر شهادت  او همه آنها را افسرده و اندوهگين ساخت وجود مطهرش خالي از هرگونه کينه و تکبر بود و اعتقادش بر اين بود که با همه بايد مهربان بود دل آنها را بدست آورد و نبايد  کسي را از خود رنجانيد و آزورده خاطر کرد هميشه مي گفت اي کاشکي دست من هم جائي بند بود و مي توانستم به اين مردم خدمت کنم و سعادتمند ترين افراد کساني هستند که عمر خود را وقف خدمت مردم  قدرشناس ميکنند.

او تقوا و پرهيز کاري را رکن اساسي ايمان به خدا مي دانست  مي گفت: باطن انسان بايد الهي باشد نه چهره و ظاهر ايشان چه بسا افرادي براي فريب افکار عمومي ظاهري الهي و با تقوائي داشت باشند  اما باطن آنها  همچون منجلاب کثيف و آلوده باشد ، وقتي صحبت از جنگ مي شد ميگفت جنگي که بر ما تحميل شده همه بايد از کشور دفاع کنند و نبايد خون شهدا پايمال شود ثمره خون شهدا بايد درخشنده ترين پيروزي براي ملت ستمديده ما به ارمغان آورد و بازماندگان بايد را شهيدان را ادامه دهند چطور بعثي ها توانستند به خاک ميهن ما حمله ور شوند و ما نمي توانيم از آن دفاع کنيم.

او عشق و علاقه  فراواني به ميهن و دفاع از ميهن اسلامي داشت سر انجام در دي ماه 66 خود را معرفي کرد و تاريخ اعزام او 10 ماه بعد بود ولي مصرانه در 20 دي 66 اعزام شد ه عشق وعلاقه فراواني به جبهه  و جنگ داشت مدت آموزشي خود را در پادگان قائم تربت حيدريه گذراند 27 اسفند 66 به مرخصي کوتاهي آمد و در روز 5 فروردين 67 به پادگان برگشت پس از 15 روز تقسيم شدند و ايشان در لشکر 88 زاهدان افتادند و پس از 43  روز خدمت در جبهه در منطقه سومار به فوز عظيم شهادت و به هدف مقدس خويش نائل آمد و براي خانواده  خويش درخشنده ترين افتخارات راآفريد و ما را با يک دنيا غم و اندوه  تنها گذارد  و به معبود يکتا بي همتا ي خود پيوست.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده