شهید سهراب نژداغی
شهید سهراب نژداغی در تاريخ19اسفند1365 به آرزوي ديرينه اش رسيد او كه در قنوت نمازش هزاران ساقي كوثر را در حال پر كردن قدح دلش از انوار رحمت الهي پر شده ديده بود به ملكوت رسيد.
سهراب همواره ميل پرواز داشت
به گزارش نویدشاهدگیلان؛ شهید سهراب نژداغی در تاريخ 14آذر 1341 از دامن پاك مادري مسلمان از سلاله رسول الله كودكي ديده به جهان گذاشت كه او را سهراب نام نهادند. سهراب از كودكي با عشق به ابا عبدالله الحسين(ع) پرورش يافت با مادر در عزا خانه هاي سرور شهيدان شركت مي كرد و راه و رسم جانبازي و دليري را مي آموخت دوران دبستان و راهنمايي را با موفقيت به پايان رساند و وارد دبيرستان شد در اين دوران بود كه با شركت در محافل مذهبي بر اندوخته هاي ديني و علمي اش مي افزود و اوضاع و احوال مملكت كه در دست مزدوران امريكايي اداره مي شد و با ظلم و ستم بر مستضعفين و بويژه علماي بزرگ روا مي داشتند آشنايي پيدا مي كرد در اين جلسات بود كه شهيد توانست خود را براي مبارزه اي بزرگ با رژيم منحولي پهلوي آماده سازد.

او از نقايص سيرتان و سجاده نشينان مسلخ عشق بود و دلش همواره ميل پرواز داشت هنگاميكه ضد انقلاب در غرب كشور بر عليه تماميت نظام دست به شورش زد شهيد تاب ماندن در شهر را نداشت با اينكه در خانواده اي مرفه رشد و نمو پيدا كرده بود اما هرگز تجملات دنيوي او را اسير خود نكرد و دل به زرق و برق دنيا نبست راهي كردستان قهرمان و آن ديار خونبار گرديد و به دفاع از مردم مظلوم آن سامان پرداخت با آغاز جنگ تحميلي كه اينبار دست آمريكاي جنايتكار از آستين رژيم بعثي عراق در آمده بود آرام و قرار نداشت پس از پايان دوران سربازي جهت فراگيري علوم ديني به شهر قم: شهر علم و فقاهت: شهر خون و قيام رفت و در حوزه علميه حضرت محمد(ص) ثبت نام كرد تا بتواند از اين راه خدمت بيشتري به اسلام نمايد و از سويي از سربازان آقا امام زمان (عج) قرار گيرد.

اما درس و كتاب نيز روح او را آرام نمي كرد و در همان دوران بود كه براي نبردي بزرگتر راهي جبهه هاي جنگ گرديد و در عملياتي در سليمانيه عراق از ناحيه سر مجروح شد و پس از التيام زخم و درد به حوزه بازگشت و مشغول به تحصيل گرديد تا اينكه زمزمه عمليات بزرگ و غرور آفرين كربلاي 5 بگوش رسيد البته پيش از مجروح شدن در منطقه عملياتي سليمانيه چندين بار نيز به جبهه اعزام گرديده بود. بله او مي دانست كه شهادت راز قاصدك سرخ رنگ بهشتي است و شهادت را بهترين و زيباترين معامله با خدا مي دانست زيرا دل مالامال عشق به معبودش آرام و قرار نداشت شايد بديدار معشوق رود و بار دگر اينبار با دوست و همرزم هميشگي اش شهيد مدامي راهي جبهه گرديدند و در عمليات بزرگ كربلاي 5 شركت نمود در غروبي دلگير در تاريخ19اسفند1365 به آرزوي ديرينه اش رسيد او كه در قنوت نمازش هزاران ساقي كوثر را در حال پر كردن قدح دلش از انوار رحمت الهي پر شده ديده بود به ملكوت رسيد و پيكر پاك و مطهرش هفت سال در دست خونين شلمچه ماند و آنگاه آمد با پاره هاي آستين در ميدان مين، آمد اما پاها و دستهايش را پشت خاكريزهاي جبهه جا گذاشت تا سجده گاه ملائك و فرشتگان آسمان گردد.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده