خاطراتي‌ از شهيد سيد مجتبي حسيني
طلبه شهيد سيد مجتبي حسيني در سال 1365 در شهر خون و قيام قم در جوار تربت پاك حضرت معصومه (ص) با انفجار بمبي كه به دست جنايتكاران و منافقين كوردل كار گزارده شده بود بدرجه رفيع شهادت نائل گرديدند
سید مجتبی مايه‌ دلگرمي ‌ ما جهت‌ ادامه‌ كارمان‌ ‌است
به گزارش نویدشاهدگیلان شهيد سيد مجتبي حسيني در سفر اخير به‌ والدین معظمش‌ مي‌گويد: پدرجان‌! من‌ تاكنون‌ تكليفم‌ را در مقابلتان‌ انجام‌ ندادم‌ و اكنون‌ متوجه‌ اشتباهات‌ خودم‌ شده‌ و ارزش‌شما را درك‌ مي‌كنم‌. از شما مي‌خواهم‌ هر روز يك‌ ساعت‌ جداگانه‌ برايم‌حديث‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ را بيان‌ نموده‌ تا از محضرتان‌ مستفيض‌ شوم‌. والد بزرگوار نيز به‌ خواسته‌ عزيزش‌ پاسخ‌ مثبت‌ داد و به‌ او نصايح‌لازمه‌ را بيان‌ مي‌فرمايد.

در هنگام‌ سفر براي‌ هر يك‌ از فرزندانش‌جهت‌ محفوظ‌ ماندن‌ از گزند حوادث‌ طبيعي‌ آية‌الكرسي‌ تلاوت‌ مي‌كند و اين‌ عمل‌ را هميشه‌ براي‌ كليه‌ اعضاء خانواده‌ از جمله‌ شهيد مجتبي‌انجام‌ مي‌داد. اما مجتبي‌ در آخرين‌ هجرتش‌ به‌ قم‌ و مشهد وقتي‌ پدر تصميم‌ به‌ قرائت‌ آية‌الكرسي‌ برايش‌ مي‌گيرد. به‌ والد گراميش‌ مي‌گويد: پدرجان‌ تاكنون‌ هميشه‌ برايم‌ آية‌الكرسي‌ تلاوت‌ نموده‌اي‌ اما اين‌ بار خواهش‌ مي‌كنم‌ آية‌الكرسي‌ برايم‌ تلاوت‌ نكنيد چون‌ كه‌ عازم‌ جبهه‌نيستم‌ من‌ براي‌ زيارت‌ و ادامه‌ تحصيل‌ به‌ قم‌ مي‌روم‌. شايد خداوند متعال‌ مسئله‌ شهادتش‌ را به‌ او الهام‌ نموده‌ بود.
 در مسافرتي‌ به‌ محضر آيت‌ الله‌ يثربي‌ در آغاز از مديريت‌ حوزه‌، نسبت‌ به‌ وضعيت‌ مجتبي‌ سئوال‌ شد. آنها پاسخ‌ دادند: اگر امثال‌ مجتبي‌در اينجا نباشد ما دلگرمي‌ براي‌ فعاليت‌ نداريم‌. ايشان مايه‌ دلگرمي ‌ ما جهت‌ ادامه‌ كارمان‌ ‌ مي‌دهند.

کتاب ميثاق‌ جاويدان‌ ـ ص‌ 191 ـ 189

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده