شهيد نعمت برشنورد
شهيد نعمت برشنورد سال 57 دانش آموز بود و در تظاهرات و راهپيمايي ها همگام با مردم مسلمان و مبارز شهر خود براي برانداختن حكومت سفاك پهلوي و به ثمر رساندن انقلاب شركت جست.
به گزارش نویدشاهدگیلان؛ پنجم بهمن ماه سال 1339در خانه اي که بوي عشق مي داد و هر روز گلاب نماز ساکنانش بوي توحيد و خداپرستي را در فضاي آن پراکنده مي کرد، نعمت الهي شامل حال اسماعيل و صديقه، دوزوج خوشبخت گرديد و خانواده «برشنورد» براي ششمين بار صاحب نوزاد مي شدند که براستي همنام اسم متبرکش که «نعمت » ناميده شد.

براي شهر و منطقه خويش (صومعه سرا) نعمت برکت عليه نظام سمتشاهي را سرعتي فزاينده بخشيد. گرماي وجود نعمت که در ميان خانواده «فريبرز» صدايش مي کردند و قيافه معصومانه و پاک و دوست داشتني اش که تا واپسين دم حيات جسمي وي ، چهره اش را جذاب و دلنشين نموده بود به خانه کوچک ولي با صفاي اسماعيل برشنورد که کارمند بانک ملي صومعه سرا بود.

 در زندگي کوتاه ولي پرباراولين شهيد دانش آموز شهرستان صومعه سرا و استان گيلان به صورتهاي ديگري نيز بروز و ظهور مي يابد که همگي نشان از سر پرشور و دل پاک و خدايي او مي دهد. در پانزده سالگي، پس از درگذشت پدر که به سال 1354روي مي دهد؛ گفتگويش با مادر، تصوير ديگري از روح بلندش را منعکس مي نمايد.« مادر!صبور باش بي تابي مکن .اگر پدر مرد؛ من هستم، مادر! « چه جاي پدر خالي است ولي نمي گذارم که به تو بد بگذرد و سعي مي کنم که به ياري خدا به جاي او من ،تکيه گاه شما باشم » جدّ وجهدش در تحصيل او را به پايان دوره دبيرستان نزديک مي سازد و مي رود که نعمت، در آن همه زيباييهايي که در کردار و گفتار، خلق مي کند با پشت سرگذاشتن سال چهارم دبيرستان به مدرک ديپلم نايل شود؛

 وقت رفتن و شدن است سه بار الله اکبر و به سرعت از در خانه بيرون مي رود حتي دکمه هاي پيراهنش را سرکوچه مي بندد ولي ناگهان به خانه برگشته و پنداري که از دقايق بعد باخبر است، نگاهي فراموش ناشدني به خانه و خانواده مي اندازد و چون گاه وداع را تنگ مي بيند ؛ خطاب به همگي مي گويد:«خداحافظ ممکن است پيش خدا بروم » و به سرعت مي رود تا شعر بلند شاهد را در ميدان انقلاب مردم بسرايد و برگي ديگر بر کتاب جاودان شهادت بيفزايد نعمت در حالي که با مردمي همراه و همگام است که با فرياد و ازدحام يکپارچه و شورآفرين خويش شهر را به لرزه در آورده اند از سوي دژخيمان شاهنشاهي که به قصد متفرق ساختن آن سيل بنيان کني مردم را نشانه گرفته اند؛ مورد اصابت گلوله اي قرار گرفته و با خونريزي شديد ناشي از پارگي عروق داخل شکم،پيکرش طهارت و حضور در پيشگاه معشوق را پيدا کرده، و به شرف شهادت نايل مي آيد.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده