کد خبر: ۴۱۸۷۹۶
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۵
شهدای دی ماه استان گیلان
شهيد زارع از طفوليت انساني بسيار خوش قلب و رئوف و مهربان بود
نویدشاهدگیلان: شهيد عباس زارع در بيستم دي ماه 1339 در شهر رودسر در خانواده اي مستضعف ديده به جهان گشود او اولين پسر خانواده اش بود و به گفته مادرش او سالها تلاش و مشقت پدر و مادر رنج كشيده اش است.

شهيد زارع از طفوليت انساني بسيار خوش قلب و رئوف و مهربان بود و نيز در زندگي هميشه با كمبود امكانات مالي مواجه بود و همين امر باعث شد كه تا كلاس پنجم ابتدائي بيشتر درس نخواند و براي پيشبرد معاش زندگي و هم اينكه بتواند كمكي به پدرش بكند به كار نقاشي ساختمان مشغول شد، اما بعد از مدتي بعلت مزد كم آن كار را نيز رها كرد و در تهران نزديكي از بستگان خودش مشغول كار آهنگري شد و مدت 4 سال مشغول كار بود تا اينكه انقلاب شروع شد و ايشان بعلت علاقه اي كه نست به امام عزيز داشتن بيشتر روزها از كار خود دست مي كشيدند و در راهپيمائي ها و تظاهرات تهران شركت مي كردند و بعد از پيروزي انقلاب به شهر رودسر آمدند و در همان ايام با يكي از خويشان خود ازدواج نمودند.

پافشاري زياد او و عشق و علاقه اي كه نسبت به پاسداري داشت موفق شد لباس مقدس پاسداري را بر تن كرده و مشغول كار شود. بطوريكه حتي در مواقع استراحت حاضر نبود سري به خانواده و همسرش بزند و مدام با برادران ديگر به ماموريت مي رفت و با اينكه هنوز دو سه ماهي بيشتر در سپاه نبود بعلت علاقه زياد براي ملت دو ماه به يكي از شهرهاي اطراف سنندج به ماموريت رفت.

شهيد زارع به مدت هفت ماه موفق شد در اين ارگان اسلامي و انقلابي به فعاليت كند و از اسلام و امام عزيز خود دفاع نمايد ولي بعد از آن مدت به علت عوض شدن فرمانده شان و به دليل اينكه مي خواستند از آنها امتحاني به عمل آورند و او نيز سوادش كم و در سطح پائين بود و حاضر نبود در اين ارگان تشكيلاتي لطمه اي به انقلاب و به رهنمود امام وارد شود و خود چندين بار با مسئولين جديد چه شخصا و چه به وسيله واسطه تماس گرفت ولي دليلش قانع كننده نبود و مجبور شد از سپاه بيرون بيايد ولي از هدفش نگذشت و ايمانش راسخ تر گشت و هميشه به طور مستقيم و غير مستقيم با سپاه همكاري مي كرد.

 او در اين مدت صاحب فرزندي نيز شد، شهيد زارع در 19 خرداد 60 براي خدمت سربازي روانه شاهرود شد و دوره آموزشي را در آنجا به پايان رساند و پس از پايان دوره آموزشي عازم جبهه هاي جنگ عليه بعثي هاي كافر در گيلانغرب شد و در آنجا مدت سه ماه مشغول آموختن فنون تكاوري بود و بعد از آن به خط مقدم عازم گشت و در ماه هفتم سربازيش در هنگام نبرد با كفار بعث عراق و بعد از آزاد كردن چند كوه بعلت تركش خمپاره به درجه رفيع شهادت نائل گشت.
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها