کد خبر: ۴۱۴۳۲۷
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۶ - ۰۸:۵۱
شهدای ماه آبان استان گیلان
معلم شهيد آنقدر عاشق امام بود كه هر وقت امام را در تلويزيون مي ديد قلبش پرمي كشيد و مي گفت امام جان مي شود روزي ترا از نزديك ببينم
نویدشاهدگیلان: معلم شهيد رسول قنبري در طلوع روز 22 مرداد 1334 در روستاي پونل از توابع رضوانشهر در خانواده مؤمن و مستضعف متولد شد. دوران كودكي و تحصيل خود را در همان محل گذراند هفت سال از عمرش نگذشته بود كه پدر را از دست داد با از دست دادن پدر مادر پيرش سرپرست خانواده را به دوش گرفت و با كار و زحمت در شاليزارهاي شمال به تربيت فرزندان خود از جمله رسول پرداخت.

رسول خود نيز انساني كوشا و زحمتكش بود و هميشه در تابستانها به يخ فروشي مي پرداخت تا خرج تحصيل خود را تهيه كند او از همان بچه گي علاقه و تمايل خاصي به مذهب داشت و هيچكس نديده بود كه نماز و روزه اش ترك گردد، رسول از همان ابتدا انساني خون گرم و مهربان و رئوف بود. او پس از گرفتن ديپلم در كنكور دانشگاه شركت كرد و در دانشسراي راهنمائي رشت قبول گرديد و اين مصادف بود با جرقه هاي انقلاب اسلامي از اين رو شهيد رسول قنبري به صف حق طلبان صحنه پيكار با كفر پيوست و چند با هدف گلوله هاي دژخيمان شاهنشاهي قرار گرفت.
رسول پس از پيروزي انقلاب در انجمن اسلامي دانشسراي راهنمائي به فعاليت شديد پرداخت و در جريانات انقلاب اسلامي هميشه پيشاپيش صف امت حزب الله بلند گو بدست تظاهرات را بر عليه گروهكها رهبري مي كرد و از اين رو منافقين با چوب و چماق بر سرش مي ريختند و كتكش مي زدند ولي رسول آرام نمي گرفت، او عاشق انقلاب بود.
معلم شهيد رسول قنبري در قلب جنگلهاي گيلان جايي را كه ساعتها پياده روي داشت براي خدمت به دانش آموزان فقيري كه با كفش هاي پاره و لباس كم در زمستان به مدرسه مي آمدند انتخاب كرد و چه خدمتهايي كه به روستائيان انجا [آنجا] نكرد.
منافقين كه دشمن انسان و انسانيت هستند بارها رسول را بخاطر زحماتش مورد تهديد قرار دادند چند بار خانه او را آتش زدند خانه مادر پيرش را آتش زدند ولي او همچنان فعال به كار خود ادامه مي داد.
معلم شهيد رسول قنبري علاوه بر آنكه يك معلم يود مسئول آموزش اداره آموزش و پرورش، نماينده فعال جهاد سازندگي، نماينده بخشداري، مسئول كميته امداد امام و عضو بسيج رضوانشهر نيز بود.
معلم شهيد آنقدر عاشق امام بود كه هر وقت امام را در تلويزيون مي ديد قلبش پرمي كشيد و مي گفت امام جان مي شود روزي ترا از نزديك ببينم ولي افسوس كه منافقين كوردل در تاريخ 60/8/22 در ماه عاشوراي حسيني ساعت 3/15 دقيقه در حالي را كه معلم شهيد براي عيادت مادر مريض و پيرش راهي منزل بود در مقابل چشمان اشك آلود مادر پيروز زحمتكشش آماج گلوله هاي دشمن قرار گرفت و در حاليكه با لبهاي خون آلود و لرزان مي گفت يا حسين مظلوم اسلام پيروز است به لقاء الله پيوست.
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها