بي تو

بي تو

بي تو، بي تو شب و روزم سياهه/ نصيبم درد و داغ و اشک و آهه/ خودم بردم تو را در خاک کردم
همراه نسيم آمدوتا خلوت گل رفت...

همراه نسيم آمدوتا خلوت گل رفت...

يك سلسله داغ دل وتكرار شدنها، روييدن و باليدن و بسيار شدنها/ بر تاول ديرينه ي اين زخمنمك سود، مرهم نفشانيم، ز تيمار شدنها
هيچ كس،مثل تو...

هيچ كس،مثل تو...

هيچ كس،مثل تو اي خوب مرا ناز نكرد /در شب تيره ي من، پنجره اي باز نكرد/ هيچ كس،شعر مرا،تا نفس باد نبرد
و باد مي آيد و هي خاكسترش را...

و باد مي آيد و هي خاكسترش را...

باد از كنارم رد شد و خاكسترم ريخت، يك چندم من،از تمام پيكرم ريخت/ دنبال نيم ديگرم مي گشتم، اما، آن اتفاق افتاد و نيم ديگرم،ريخت
وقتي تمام دردها،ناگفتني هستند...

وقتي تمام دردها،ناگفتني هستند...

بگذار!روح شعر هايم،بي قرين باشد/ بگذار!مضمون،در حجاب آستين باشد/ هر كس كه از مضمون سيب وعشق و آدم گفت
يال در يال طوفان گذشتند…

يال در يال طوفان گذشتند…

بوي مرد و غبار سفر داشت،بافه ي برفي يالهايش/ مثل آشوب بوران شب بود،تندر شيهه شيهه صدايش/ سايه طرح شبديز شيرين،آذرخشي كه رخش تهمتن
۷
آرشیو